گزارش جنگ ارزی علیه ایران در سال ۹۱/نقش دبی در جنگ ارزی علیه ایران

نقش دبی در جنگ ارزی ۱۳۹۰ ایران حائز اهمیت است. دبی یکی از مراکز عمده نقل‌وانتقالت پولی ایران با کشورهای دیگر است. به دنبال تحریم بانک مرکزی، ایران دارای مشکل جدی در سیستم نقل‌وانتقال ارز شد. در مهر ۱۳۸۹ امارات حواله‌های ارزی به این کشور را مسدود اعلام کرد. پس از اخلال در صدور حواله‌ی ارزی به امارات نرخ دلار در تهران روند صعودی به خود گرفت. بانک‌های امارات، تحت‌فشار آمریکا محدودیت‌ها را در مورد معاملات ایرانیان بیشتر کردند. همچنین بانک‌های دبی از دادن اعتبار به ایرانیان سرباز زدند.


بازرگانان و تجار در ایران به دنبال تحریم سوئیفت از «حواله»[۱] برای دور زدن تحریم‌ها استفاده می‌کردند. معامله گران دبی از طریق صدور حواله‌های پولی و اعتباری، یا همان سیستم تجارت غیررسمی که بر اساس اعتماد و روابط شخصی اداره می‌شد این فضای خالی را پرکرده بودند.

قابل‌ذکر است که یدالله روز چنگ که یکی از افرادی بود که به علت اخلال در بازار ارز دستگیر شد در سال ۱۳۹۰ «صرافی زریوار» را تأسیس کرد و این صرافی یکی از معدود صرافی‌هایی بود که در دبی نیز شعبه داشت. روز چنگ شبکه‌ای برای خود داشته و تعاملات زیادی نیز با بازار امارات داشته است. روش کار او این‌گونه بوده که از طریق انتقال دلار به دبی به‌وسیله‌ی مبادلات، نظیر تبدیل دلار به درهم و بالعکس، علاوه بر بردن سود، از طریق نرخ ارز در دبی بازار ارز در داخل کشور را تحت تأثیر قرار می‌داد.

 نرخ نهایی حواله درهم در دبی نقش کلیدی در قیمت دلار در تهران دارد. این نرخ نتیجه و برآیند نیروهای بازار و خواست نهایی قدرت است. نوسان دلار در ایران وابسته به روند عرضه‌ی درهم در دبی است. اگر عرضه‌ی درهم در دبی کاهش یابد، قیمت دلار در تهران افزایش می‌یابد.

در جریان جنگ ارزی ۹۰-۹۱، فشاری که از سوی نماینده‌های مجلس و رسانه‌ها بر روی دولت بود باعث شد که دولت، افرادی را به‌عنوان مقصر افزایش نرخ دلار در بازار معرفی کنند. جمشید بسم‌الله یکی از این افراد بود. این در حالی است که طی مصاحبه‌ای که با کارمندان صرافی‌ها انجام می‌شود این افراد نظری غیر از این دارند:

جمشید بسم‌الله کارگر معمولی یکی از صرافی‌ها بود که هیچ‌وقت رنگ داخل صرافی را هم ندید. صاحب‌کار قدری داشت که هیچ‌وقت خودش وارد معرکه نمی‌شد. روزی دو تا سه میلیون دلار هم برای صاحب‌کارش می‌فروخت. صاحب‌کار جمشید خیلی پولدار بود. میزان دلاری که می‌فروخت به‌قدری زیاد بود که هیچ صرافی در بازار قدرت رقابت با آن را نداشت. اینجا صرافی‌های بزرگ کارگر دارند، کارگران برای آن‌ها دلار و ارز می‌فروشند ی-ر، نفر اصلی بازار دلار بود؛ این آقای ی -ر اصلاً در ایران نیست، دبی کار می‌کند و صاحب چند کارخانه بزرگ است، ما هرروز اینجا هستیم، شخصاً افرادی را با نام کامل می‌شناسم که از بانک‌های خصوصی به اینجا می‌آیند و ارز بانک‌ها را با نرخ آزاد می‌فروشند.[۲]

۱.    کنترل بازار ارز ایران توسط دبی

آمریکا در طی این جنگ اقتصادی توسط نیروهای اطلاعاتی و میدانی خود متوجه شده بود که ایران از طریق دبی تحریم‌ها را دور می‌زند. بانک مرکزی ایران برای دریافت پول نفت خود، حواله‌های دلاری را در کشورهای دیگر ازجمله امارات نقد می‌کرد. لذا مقامات وزارت خزانه‌داری شخصاً به دبی سفر می‌کردند و در دیدار با روسای بانک‌ها به آن‌ها فشار می‌آوردند که از ارائه خدمات مالی و بانکی به ایران خودداری کنند هدف اصلی وزارت خزانه‌داری این بود که ایران نتواند ارز حاصل از فروش نفت خود را به کشور وارد کند. تحت این فشار از سوی آمریکا بانک‌های اماراتی، ازجمله بانک مرکزی آن، در تبدیل ارز همکاری لازم را انجام ندادند. لذا تحرکات افزایش نرخ ارز از مهرماه سال ۱۳۸۹ با آغاز محدودیت تبدیل درهم به ریال از بانک‌های امارات متحده عربی شروع شد. بانک‌های اماراتی از عرضه درهم به تاجران ایرانی سر باز زدند. تاجر ایرانی با درهم امارات کار می‌کرد و نیاز به درهم داشت اما درهم عرضه نمی‌شد. ارزش درهم به ارزش دلار وصل یا به‌اصطلاح پگ[۳] است. به دنبال عرضه نشدن درهم توسط بانک‌های اماراتی، قیمت درهم بالا می‌رفت چون درهم به دلار وصل است قیمت دلار نیز در بازار تهران بالا می‌رفت یا ارزش ریال در برابر دلار کاهش می‌یافت.

 شمس‌الدین حسینی وزیر اقتصاد دولت احمدی‌نژاد یکی از مشکلات ارزی اقتصاد‌‌‌‌ ایران را پیوند‌‌‌‌ خورد‌‌‌‌ن با امارات می‌د‌‌‌‌اند‌‌‌‌ و می‌گوید‌‌‌‌:

به‌هرحال بیشتر تجار ما کارهایشان را از طریق دبی انجام می‌دادند. برای مثال ما در بانک‌های امارات ذخایر دلاری داشتیم. از طرفی تاجر ایرانی با درهم امارات کار می‌کرد و نیاز به درهم داشت، اما درهم اماراتی عرضه نمی‌شد یا کم عرضه می‌شد، دلارهای ایران به میزان لازم تبدیل به درهم نمی‌شد تا بتوانیم درهم موردنیاز تجار را تأمین کنیم. اتفاقی که می‌افتاد این بود که قیمت درهم در مقابل ریال بالا می‌رفت یا ارزش قیمت ریال افت می‌کرد.

توجه کنید امارات تا قبل از این تحریم‌ها بزرگ‌ترین شریک تجاری ایران بود. درحالی‌که امارات به این میزان نه واردات به ما و نه صادرات از ما دارد؛ اما تجار ما هنگام واردات و صادرات از مبادی امارات اقدام می‌کردند. این مسئله باعث شده بود مبادلات ارزی ما ناخواسته به پول امارات ارتباط پیدا کند. البته این وابستگی در شرایط تحریم خود را نشان می‌دهد.[۴]

نرخ ارز یکی از مهم‌ترین متغیرهای کلیدی اقتصاد است که بر تمام بخش‌های مختلف اقتصاد اثر می‌گذارد. نرخ ارز کشور تماماً باید تحت کنترل مقامات اقتصادی و گاها امنیتی کشور باشد؛ اما در جنگ ارزی سال ۹۰-۹۱ علیه ایران دیدیم که نرخ ارز ایران در دبی تعیین می‌شود. همین مسئله ضربه جبران ناپذیری به ارزش پول ملی کشور زد. اسدالله عسگراولادی رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین از آن روزها سخن می‌گوید:

مدتی بود که در بازار آزاد نرخ ارز تا ساعت ۱۱ مشخص نمی‌شد. چون فاصله نرخ ارز رسمی و غیررسمی زیاد شده بود بنابراین دلار ۱۲۲۶ تومان نمی‌توانست مبنا باشد و بنابراین ساعت ۱۱ برخی صرافان در دبی در ابتدا شروع به خرید درهم می‌کردند. وقتی حجم مشخصی درهم می‌خریدند قیمت آن بالا می‌رفت. با بالا رفتن قیمت، سایر ارزها نیز افزایش قیمت داشتند و زمانی که صعود در یک دامنه قابل‌ملاحظه‌ای اتفاق می‌افتاد شروع به فروش می‌کردند.[۵]

۲.    ایجاد مراکزی در دبی توسط آمریکا برای کنترل فعالیت‌های مالی ایران

ایالات‌متحده برای کنترل فعالیت‌های مالی ایران اقدام به ایجاد مراکزی در کشورهایی نظیر امارات که با ایران تبادل اقتصادی دارند کرد. در این خصوص سردار جلالی؛ رئیس سازمان پدافند غیرعامل اظهار داشت:

در پی تصمیم آمریکا برای وضع تحریم‌های سازمان ملل، دبی به‌عنوان یکی از مراکزی که دارای تعاملات اقتصادی با ایران است، در کانون توجه آمریکا قرارگرفته و واشنگتن از طریق آن سعی در ایجاد محدودیت اقتصادی برای ایران دارد.

 ازآنجایی‌که بیش از هشت هزار واحد تجاری ایرانی در دبی مستقر هستند، از طریق این مجموعه‌ای که توسط وزارت خزانه‌داری آمریکا در دبی ایجادشده همه فعالیت‌های مالی و تجاری این واحدهای تجاری که در تقویت توان اقتصادی ایران مؤثر است رصد می‌شود.

 این مرکز باهدف ایجاد اخلال در فعالیت‌های اقتصادی ایران، فعالیت برخی شرکت‌ها در دبی را متوقف و برخی از شرکت‌های بخش خصوصی را نیز بلوکه کرده است. اقدام دیگر آمریکا در دبی تمرکز بر روی فعالیت‌های مالی اتباع ایرانی است به‌طوری‌که مبادلات نقدی بیش از ۵۰۰ دلار کنترل می‌شود.

 غرب به دنبال آن است که به‌منظور محاصره اقتصادی ایران ظرفیت‌های کشور ما برای مبادله تجاری و مالی با کشورهای همسایه را محدود و کنترل کند.[۶]

نقش دبی در جنگ ارزی علیه ایران به روایت جی سولومون

جی سولومون[۷] در فصل ششم کتاب جنگ‌های ایران[۸]؛ که جنگ ریال نام دارد به نقش دبی در این جنگ ارزی اشاره می‌کند:

وزارت خزانه‌داری دولت آمریکا در سال ۲۰۱۱ بانک اسلامی نور را مجبور به توقف انتقال میلیاردها دلار پول فروش نفت به ایران کرد. رئیس وقت این بانک؛ محمد بن راشد آل مکتوم؛ پسرحاکم دبی بوده است.

بانک اسلامی نور برای جلوگیری از عواقب تحریم توسط ایالات‌متحده، تمام ارتباطات کاری خود با بانک‌های ایرانی در امارات را قطع کرد. همچنین، بانک نور در اواسط دسامبر توافق کرده بود که تا راه دستیابی ایران به ارز خارجی از طریق فروش نفت را ببندد.

در اوایل ژانویه ۲۰۱۲ بانک اسلام نور، وزارت خزانه‌داری آمریکا را مطلع ساخت که برای پرهیز از تحریم آمریکا تجارتش با ایران را به‌کلی قطع کرده است؛ عواقب این اقدام برای ایران بسیار وخیم بود. ارزش ارز ایران به فاصله فقط چند روز بیش از ۳۰ درصد در مقابل دلار سقوط کرد. تجارت در بازارها متوقف شد و بسیاری از ایرانیان برای خرید دلار و طلا به بازارهای سیاه روی آوردند.

 نور یکی از مهم‌ترین راه‌های ایران برای دستیابی به درامدهای نفت خود بود؛ و همین موضوع دلیل سقوط ریال بود.

مقامات آمریکایی از فروپاشی پول ایران به‌عنوان نشانه‌ای از ترک خوردن سیستم مالی تهران نام بردند.[۹]  

«بانک اسلامی نور»

غلامرضا مصباحی مقدم نماینده مجلس شورای اسلامی به نقش آمریکا در این رابطه اشاره می‌کند:

شوک ارزی که مهرماه سال ۹۰ وارد شد به خاطر این بود که دیوید لیبی معاون ارزی فدرال رزرو امریکا شخصاً به امارت رفت، نشست و محکم گفت که باید تبدیل دلارهای ایران به درهم را متوقف کنید؛ آن‌ها برای چند روزی این کار را کردند. این شوک بلافاصله روی قیمت ارز اثر گذاشت.[۱۰]


[۱] حواله ارزی، (به انگلیسی: Payment order) نوعی از دستور پرداخت است که به‌موجب آن، یک بانک یا مؤسسه مالی به تقاضای مشتری یا دارنده یک حساب بانکی، به یکی از بانک‌های کارگزار خود در خارج از کشور، حواله‌ای را صادر می‌کند و از آن موسسه می‌خواهد مبلغ حواله را به ذینفع‌ آن، پرداخت نماید

[۲] مشرق: سرنوشت جمشید بسم‌الله چه شد؟

[۳] Pege

[۴] مهر پور، مهدی- محرمانه‌های اقتصاد ایران- تهران-نشر نور علم-۱۳۹۵- جلد اول

[۵] ممتاز نیوز: دبی چگونه قیمت ارز را تعیین می‌کرد؟

[۶] ایرنا: شکست آمریکا در جنگ اقتصادی با ایران/ ضرورت تشکیل قرارگاه مقابله با تهدیدات اقتصادی

[۷] Jay Solomon

[۸] The Iran Wars

[۹]Jay Solomon, “The Iran Wars, Spy Games, Bank Battles, and the Secret Deals That Reshaped the Middle East”, Random House.

[۱۰] تسنیم: ماجرای تماس تلفنی که بازار ارز را بهم ریخت

 

 

The short URL of the present article is: http://currency-war.ir/qtUTR