گزارش جنگ ارزی علیه ایران در سال ۹۱/ ارائه راهکارها

ارائه راهکارها

سرویس‌های اطلاعاتی دنیا یکی از کارهایی که در کشورهای هدف انجام می‌دهند بی‌ثبات‌سازی شرایط اقتصادی آن کشور است و بی‌ثباتی اقتصادی منجر به بی‌ثباتی اجتماعی و سیاسی در کشور هدف می‌شود. جنگ ارزی باهدف بی‌ثبات‌سازی شرایط اقتصادی در کشور هدف انجام می‌پذیرد.

 دشمن در این جنگ ارزی با ایجاد فشار بر مردم ایران از طریق نابودی ریال این هدف را دنبال می‌کرد که رژیم چینج (تغییرات حکومت) در ایران صورت بگیرد یا در مرتبه‌ی پایین‌تری انتقال نرم قدرت سیاسی صورت بگیرد و گروهی در ایران به قدرت برسند که موافق آمریکا و سیاست‌های او در جهان باشند. (کما این‌که این امر محقق شد و یک سال بعدازاین جنگ ارزی علیه ایران گروهی در ایران به قدرت رسیدند که معاهده ننگین برجام را رقم زدند.) این کاملاً در اظهارنظرهای استراتژیست‌های آمریکا مشهود بود.

 در شرایط جنگ ارزی، پول ملی کشور که ناموس اقتصاد کشور است هدف قرار می‌گیرد، مسئولان و نهادهای اطلاعاتی نباید اجازه دهند که عده‌ای با کامل کردن پازل دشمن در این جنگ ارزی بر اساس مؤلفه طمع و منفعت به ازای نابودی ارزش دارایی‌های مردم برای خود منفعت کسب کنند. واضح است که برای خنثی کردن این تهدید ارزی افزایش نظارت نهادهای اطلاعاتی بر نحوه عملکرد این جریان سرمایه ضرورت دارد.

برای مقابله با بحران، بانک مرکزی سیاست‌هایی نظیر افزایش نرخ بهره برای جمع‌آوری نقدینگی و سرمایه از بازار ارز را پیش گرفت. همچنین در مهرماه سال ۱۳۹۱ مرکز مبادلات ارزی را برای از بین بردن سیستم چند نرخی ارز و ایجاد نرخ ارز مبادله‌ای ایجاد کرد؛ اما افزایش نرخ‌های بهره ممکن است منجر به رکود اقتصادی شود که تبعات کاهش درآمدهای مالیاتی دولت و افزایش کسری بودجه دولت را به دنبال دارد.

فارغ از نتایج حاصله و روند به وجود آمده پس از سال ۹۱ ، مسئله این است که همه تبعات به وجود آمده مانند برجام، به دلیل غفلت از جنگ ارزی طی سال‌های ۹۰-۹۱  بود. هرچند رهبر انقلاب تذکر و هشدار داده بودند اما غفلت مسئولین و نخبگان و ضعف ایشان باعث به وجود آمدن چنین شرایطی شد.

یکی از دلایل شکست ایران در این جنگ ارزی، ضعف مدیریت دولت وقت در مواجهه با بحران و ناتوانی در مدیریت بازار پول در داخل بود. دولت توانایی کنترل بانک‌های خصوصی را ندارد که هر از چند گاهی برای سودآوری وارد بازارهای ارز، سکه و یا مسکن می‌شوند و موجب افزایش قیمت در این بازارها و ایجاد تورم در اقتصاد می‌شوند. تاوان دلالی بانک‌ها در بازار ارز را مردم جامعه دادند که روزبه‌روز سفره‌ی آن‌ها کوچک‌تر شد.

راهکار عمومی برای پیشگیری از چنین بحرانی، گفتمان سازی جنگ ارزی در بین مردم جامعه و آگاهی بخشی به آن‌ها در این زمینه است.

ارزش پول ملی، قدرت خرید پول هر کشور در بازار کالا و خدمات است؛ بنابراین با کاهش ارزش ریال این قدرت خرید مردم است که نابود می‌شود. کارمندی که یک‌میزان درآمد ثابت در ماه دارد با کاهش ارزش ریال، ماه دیگر به مقدار کمتری می‌تواند با این حقوق از کالا و خدمات استفاده کند و این به معنای کوچک شدن اقتصاد خانوار است.

ایجاد جنگ روانی و برهم زدن ثبات روانی مردم جامعه و کاهش اعتماد به ارز ملی آن کشور که منجر به بی‌ثباتی اقتصادی، نابودی تولید و مشاغل و نابودی ارزش پول آن کشور می‌شود از ابزارهای جنگ ارزی برای ضربه زدن به دشمن محسوب می‌شود. ریشه‌ی جنگ ارزی عدم باور مردم جامعه به پول ملی کشور بود که دشمن آن را مبنا قرار داد و بر این بستر بود که جنگ ارزی علیه کشور را رقم زد. عدم اعتماد مردم جامعه به پول ملی باعث شد که دشمن در این جنگ ارزی پیروز شود.

در شرایطی که جنگ ارزی رخ می‌دهد باید هم‌مقدار و هم قیمت ارز را مدیریت کرد. همان‌طور که مردم در جنگ سخت احساس جنگ دارند و درک می‌کنند که کشور در شرایط جنگی است، در هنگام شکل‌گیری جنگ ارزی علیه کشور نیز مردم باید به این باور برسند که کشور در جنگ به سر می‌برد. لذا نگهداری ارز برای اهداف غیر تولیدی کلاً باید ممنوع گردد و با نهادها (بانک‌ها و صرافی‌هایی که از عوامل تشدید جنگ ارزی ۱۳۹۰ بودند) طمع‌کاران و سوداگرانی که سعی دارند تا از این بحران به وجود آمده نهایت استفاده را ببرند مانند عوامل دشمن برخورد شود. چراکه اثرات این جنگ را می‌توان بر کل معیشت جامعه مشاهده کرد.

راهکارهای تاکتیکی

  1. ارز فقط باید به کالاهای اساسی داده شود و از تخصیص ارز برای واردات کالاهای غیرضروری مانند اتومبیل‌های لوکس اجتناب شود.
  2. همچنین باید واردات کالاهایی که مشابه داخلی دارند ممنوع شود.
  3. ایجاد سیستم یکپارچه کنترل بین تجارت، ارز و ثبت سفارش کالاها در گمرک نیز از ملزومات است.
  4. دولت نباید اجازه داشته باشد که در هنگام کسری تجاری از ذخایر ارزی کشور استفاده کند چراکه صندوق ذخیره ارزی کشور به‌مثابه مهمات جنگ ارزی است.
  5. ایران نباید ذخایر ارزی خود را در بانک‌های خارجی نگه دارد به‌این‌علت که دشمن به‌آسانی می‌تواند بر اساس هر بهانه واهی آن را مصادره کند.
  6. به‌طورکلی پیاده‌سازی سیاست‌های اقتصاد مقاومتی می‌تواند اقتصاد ایران را به‌گونه‌ای کانالیزه کند که دشمن نتواند به‌راحتی به اقتصاد ایران نفوذ کند.

راهکارهای استراتژیکی

  1. تبدیل تهدید به فرصت

آیا این تحریم‌ها صرفاً برای ما هزینه زا بوده یا فرصت ساز هم بوده است؟

  • در صنایع موشکی که از اول انقلاب تحریم بودیم، خودکفا شدیم. به این معنا که تکنولوژی ساخت را در اختیارداریم و صفر تا صد محصولاتی مثل موشک در داخل کشور تولید می‌شود. در حال حاضر صنایع نظامی ما می‌تواند الگویی برای بقیه صنایع در این زمینه باشد که تازه دارند تحریم می‌شوند.
  • دولت در اثر تحریم‌ها ناچار به بازمهندسی شرکای تجاری شد. علی‌الخصوص در تهیه اقلام اساسی مثل گندم و دارو که مبادی وارداتی را از شرکت‌های واسطه غربی که روابط تیره‌ای درزمینه‌ی سیاسی با ایران دارند به کشورهای همسایه (تولیدکننده) تغییر داد و منافع آن‌ها را هم تا حدی به خود گره زد. ایران باید منافع خود را به منافع دیگر کشورها گره بزند. ایران تا الآن مسئله گره زدن منافع را جدی نگرفته‌ است و حتی انحصار هم درزمینه‌ی واردات به برخی اشخاص داده‌شده است که این زمینه‌ساز وابستگی است.
  • دولت به دلیل کمبود ارز ناچار به ایجاد شفافیت در تجارت خارجی و معاملات ارزی شد، دولت تا قبل از این نمی‌دانست ارز کشور کجا مصرف می‌شود. باید ارز تخصیصی برای هر کاری صرفاً برای همان کار صرف شود. دولت با به راه انداختن پورتال ارزی سعی کرد تا به این نیاز پاسخ دهد. تا قبل از این جنگ ارزی، هیچ‌کدام از مراکز دخیل در واردات با یکدیگر در ارتباط سیستمی نبودند. مرکز مبادلات ارزی که بخشی از پورتال ارزی است، به راه افتاد تا شفافیت بیشتر شود.
  • وضع تحریم سوئیفت نشان داد که برخلاف ادعای این شبکه پیام‌رسان بین‌المللی مبنی بر بی‌طرف بودن، این شبکه تحت نفوذ مستقیم آمریکا و متحدین اروپایی خود قرار دارد و این کشورها هر زمان که اراده کنند، با کوچک‌ترین بهانه‌ای امکان دسترسی ایران و یا هر کشور دیگری که با آن مشکل‌دارند را به این شبکه قطع خواهند کرد. در چنین شرایطی وابستگی بیش‌ازحد به این نهادها اقدامی منطقی نیست و لازم است تدابیری اتخاذ شود که ایران در تعاملات بین‌المللی خود کمترین وابستگی را به این کشورها داشته باشد. در این راستا لازم است ایران از وابستگی کامل به سامانه سوئیفت در مبادلات خارجی بپرهیزد.

 بعد از تحریم ایران از سوی سوئیفت، سامانه پیام‌رسان ملی «سپام» به‌منظور استفاده در نقل‌وانتقال‌های داخلی راه‌اندازی شد. اکنون بانک مرکزی باید این سامانه را توسعه دهد و امکان استفاده از آن را در تبادلات خارجی با برخی کشورها فراهم نماید.

  • موسسه مطالعات خاور نزدیک واشنگتن در گزارشی به تأثیر تحریم‌ها بر اقتصاد ایران و راه مقابله جمهوری اسلامی با این تحریم‌ها و درعین‌حال افزایش درآمدهای غیرنفتی ایران پرداخته است:
نقش نفت در اقتصاد ایران در حال کمرنگ شدن است، امری که موجب کم اثر شدن تلاش‌های غرب برای فشار قرار دادن رژیم با کاهش درآمدهای نفتی شده است.

جمهوری اسلامی در حال تجربه شکوفایی اقتصادی بدون اتکا به نفت است. بدون صادرات نفت ظرفیت ماندن در زمره کشورهای با درآمد متوسط را داراست و ذخایری که سرمایه‌گذاری برای این گذار (انتقال) را در این دوره فراهم کند. برای سال‌ها، به رهبران ایران در خصوص کاهش اتکا به نفت توصیه شد اما تلاش‌ها در این راستا ناچیز بودند. تحریم‌های غرب موجب تسریع روند عملیاتی شدن این توصیه‌ها شد- در پیام نوروزی رهبری انقلاب (آیت‌الله) علی خامنه‌ای در ۲۱ مارس برای اولین بار بر نقش محدودیت‌ها بر صادرات نفت کشور و مؤثر بودن آن، تصریح شد.

«تحریم‌ها تأثیر داشته‌اند و آن‌هم به خاطر وجود نقصی بنیادی است که ما اکنون از آن رنج می‌بریم. نقیصه‌ای که اقتصاد ما از آن رنج می‌بریم وابستگی به نفت است.» وی همچنین اذعان کرد که ضعف اقتصادی موجب ایجاد شرایط دشوار برای گروه‌های مشخصی از مردم شده است. به‌جای تغییر در سیاست‌های هسته‌ای، مع‌هذا رهبر ایران استدلال کرد، «ما توانایی تبدیل هرگونه تهدید به فرصت را دارا هستیم. تحریم‌ها سبب فعال شدن ظرفیت عظیم داخلی ایرانیان شده‌اند»

نکته دیگر این‌که افزایش صادرات غیرنفتی به قوی‌تر شدن قشر متوسط و کاهش نقش دولت در اقتصاد منجر خواهد شد.[۱]

  1. تدارک آرایش جنگی در اقتصاد کشور و تشکیل واحد فرماندهی جنگ ارزی.

این واحد فرماندهی به‌عنوان محل اصلی ایجاد تهدیدات ارزی، ابزارهای تشویقی و استراتژی دفاع ارزی فعالیت خواهد کرد. با توجه به این‌که جنگ تمام‌عیار اقتصادی علیه مردم ایران جریان دارد، ساختار عمومی جامعه و نهادهای اقتصادی کشور باید آرایش جنگی مناسب در برابر محاصره و تهاجم اقتصادی دشمن بگیرند. در برابر جنگ ارزی دشمن، هنوز قرارگاه و مرکز فرماندهی جنگ ارزی در کشور تشکیل نشده است.

مقامات کشور در حوزه‌های مربوطه و همچنین مقامات نظامی باید برای مقابله با جنگ ارزی آماده شوند. چراکه در عصر جدید تقابل کشورها و تمدن‌ها در وجه قدرت نیمه سخت در بسترهای جنگ‌های سایبری و ارزی رقم می‌خورد. لذا ضرورت دارد که همان‌طور که در جنگ سخت یک مرکز طراحی جنگ و فرماندهی وجود دارد، برای جنگ ارزی نیز ستاد جنگ ارزی تشکیل شود تا بتوانیم برای شکل نوین جنگ‌ها در عصر جدید آماده شویم.

  1. استراتژی آمریکا این است که ابتدا دشمن را با استفاده از طرح SSR به اشکال مختلف حقوقی، فنی، علمی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی، تضعیف می‌کند[۲]، سپس به آن کشور حمله نظامی می‌کند. تا مطمئن شود که پیروز از میدان برگردد.

دامنه‌ی تضعیف اقتصادی ایران از حوزه‌ی تضعیف سخت‌افزاری اقتصادی و نرم‌افزاری اقتصادی تا برهم زدن تعادل روانی ایران را در برمی‌گیرد. اقتصاد ایران وقتی تسخیر می‌شود که کلیه‌ی چرخه‌ی سیکل اقتصاد در کنترل دشمن قرار بگیرد. بازار و اقتصاد ابتدا اشغال و سپس تسخیر می‌شود. سپس عملیات جنگی اقتصادی علیه ایران در بطن اقتصاد کشور تثبیت می‌شود.

جمهوری اسلامی ایران از هر عامل تضعیف‌کننده‌ی خود که زمینه‌ساز حمله‌ی اقتصادی و مالی دشمن است باید دوری گزیند. تقویت خود ) به‌ویژه در حوزه‌های مورد طمع دشمن برای حمله (یک ضرورت استراتژیک است. درواقع بازدارندگی، در ممانعت از شکل‌گیری روند تضعیف خود است.

نظام مالی جهانی دلار پایه و نظام تجارت جهانی ابزارهای مناسبی برای اعمال فشار بر ایران و تضعیف آن کشور در چهارچوب مقررات بین‌المللی مالی تجاری طراحی‌شده توسط آمریکا هستند لذا ایران برای جلوگیری از تضعیف خود در این فضا باید نظام مالی بومی و منطقه‌ای خاص خود را طرح‌ریزی کند.

  1. ایران باید طرح جامع محاصره‌ی اقتصادی خود را تضعیف کند؛ برای این منظور باید «جنبش مقاومت اقتصادی» را پدید آورد تا محاصره‌ی اقتصادی را خفیف و حلقه‌ی محاصره را بشکند.
  2. جنبش مقاومت اقتصادی، باید با تکیه‌بر اقتصاد درون‌زا، اصل خودکفایی را هدف استراتژیک خود قرار دهد و در راستای استقلال اقتصادی از هضم در نظام سلطه‌ی اقتصادی کاپیتالیستی غرب ممانعت به عمل آورد.
  3. ایجاد «جنبش اجتماعی مقاومت در جنگ ارزی» در میان توده‌های مردم برای بالا بردن سواد مالی مردم در این زمینه یک ضرورت است.

  1. درزمینه‌ی مقابله با تحریم‌ها ایران باید سیاست تهدید در برابر تهدید را عملی کند. ایران باید در حداقل توان خود، به ایجاد موازنه‌ی وحشت و امکان مقابله‌به‌مثل نامتقارن برای هر تهدید بالفعل آمریکا، در هرلحظه و هر جا برسد و آن تراز را حفظ نموده و بسط دهد.
  2. جمهوری اسلامی ایران باید تدابیری اتخاذ کند که هزینه‌ی دشمنی ایالات‌متحده با ایران بسیار بالا برود. در حوزه‌ی ارزی نیز باید تدابیری اتخاذ کند که هزینه‌ی جنگ ارزی آمریکا علیه ایران در هر اقدام بالاتر از برآورد موردنظر آمریکا شود.
  3. آمریکا در هر مکانی که درگیری ارزی را آغاز نمود، ایران ضمن پاسخ در آن مکان، باید بلافاصله چند جبهه‌ی تاکتیکی، عملیاتی و دیگر علیه او بگشاید.
  4. فرماندهان نیروهای انقلاب اسلامی نباید فراموش کنند که عامل اساسی پیروزی قاطع در منازعه، حفظ ابتکار عمل در مدیریت سطوح منازعه و بازتعریف میادین دیگری است. ازاین‌رو اساس عمل خود را بر اقدام نامتقارن مثبت قرار دهند. فرماندهان نیروهای انقلاب اسلامی، مدیریت هوشمند وخامت اوضاع، از اقتصادی به سیاسی، از سیاسی به اقتصادی، از اقتصادی به نظامی و بالعکس را باید جزئی از وظایف ذاتی خود بدانند.

  1. اخذ اجماع جهانی و منطقه‌ای و پرهیز از تک‌روی اقتصادی یکی از مؤلفه‌های دکترین استراتژیک اقتصادی امریکا است. ایران باید جلوی این اجماع جهانی را بگیرد تا بتواند از انزوای اقتصادی خود جلوگیری کند. ازلحاظ اقتصادی باید ضریب نیاز به ایران در کشورهای منطقه بالا رود و ایران نباید به هیچ کشوری اجازه دهد که این ضریب نیاز اقتصادی را کاهش دهد.
  2. آمریکا با به‌کارگیری استراتژی قورباغه توانست محیط اقتصادی و امنیتی ایران را گرم کند. محیط پیرامون ایران به‌وسیله‌ی تروریسم اقتصادی گرم شده است؛ اما ایران آب پز نشده است. اجماع تجاری ممکن است اما اجماع اقتصادی ممکن نیست. چون سیکل چرخه‌ی اقتصاد در درون ایران موجود است و ایران با داشتن منابع استراتژیک نظیر گندم، نفت، گاز، مس تیتانیوم و … احتیاجی به خارج از کشور ندارد.
  3. تحریم اقتصادی با تحریم تجاری فرق می‌کند. اخذ اجماع جهانی در تحریم تجاری و مالی است؛ اما در تحریم اقتصادی ایران می‌تواند با بستن درهای کشور و به‌کارگیری سیاست‌های اقتصاد مقاومتی این تهدید را تبدیل به فرصت کند و بنیه‌ی اقتصادی کشور را مقاوم کند.
  4. ایران باید برای جلوگیری از اخذ اجماع جهانی علیه خود باید عمق استراتژیک خود را در درون ایران با اجرای سیاست‌های اقتصاد مقاومتی قرار دهد و بین تجارت با اقتصاد تفکیک قائل شود.
  5. ایران باید تا جایی که می‌تواند حجم ذخایر طلای خود را بالا ببرد تا در آینده بتواند پشتوانه ریال را طلا قرار دهد.
  6. حذف پول بدون پشتوانه‌ی دلار از مبنای مناسبات اقتصادی ایران باید در دستور کار قرار گیرد.
  7. ایران باید عمق استراتژیک مالی خود را از اقتصاد و با ارز پایه‌ی دلار در مرحله‌ی نخست به اقتصاد با ارزهای پایه‌ی متنوع دیگر سپس به اقتصاد با ارز پایه‌ی ریال قوی تغییر دهد. ریال ایران باید هویت انقلابی خود را پیدا کند و در مقابل دیکتاتوری دلار بایستد.
  8. پاشنه‌ی آشیل و شاهرگ آمریکا دلار آن است. در قواعد جنگیدن باید قوی‌ترین ضربه را به ضعیف‌ترین جای دشمن وارد کرد. باید دلار نابود شود. باید قواعد بازی امپراطوری جهان و امپراطوری دلار مشخص و تبیین شود و سپس به آن‌ها توسط راهکارهایی مانند ایجاد پیمان‌های پولی چندجانبه حمله شود.
  9. ایران باید در ائتلاف‌ها و پیمان‌های اقتصادی جهانی و منطقه‌ای مطلوب خود نیز حضور مؤثر و قوی داشته باشد.
  10. در تشدید دمای بحران‌های نیمه سخت، تروریسم اقتصادی و جنگ ارزی از سوی آمریکا و غرب و متحدان منطقه‌ای او، آستانه‌ی تحمل خود را بالا ببرد.
  11. یکی از دلایل آسیب‌پذیری اقتصاد ایران در قبال تحریم‌ها این بود که بخش عمده‌ای از تجارت ایران به کشور کوچکی مثل امارات که توان چانه‌زنی سیاسی با آمریکا را نداشت وابسته بود. بخش عمده واردات و صادرات کشور در این جنگ ارزی ناگزیر از تبدیل ریال به دلار و به درهم در امارات بود. ایران باید از وابستگی به کشورهایی که در جریان تحریم‌ها علیه ایران با آمریکا متحد شدند جلوگیری کند.
  12. مهم‌ترین ابزار دفاع و حمله اقتصادی آمریکا قدرت دلار است. بااین‌وجود بعضی کشورها به دنبال گزینه‌های غیر دلاری هستند. کشورهایی مانند چین و روسیه خواهان برهم زدن نظم کنونی نظام مالی بین‌المللی هستند و در این راه اقداماتی را انجام داده‌اند. اگر سیستم‌هایی که با دلار آمریکا کار نمی‌کنند در جهان رشد کنند، واشنگتن در حملات و دفاع اقتصادی با مشکل روبرو خواهد شد.
  13. سیستم پترودلار از معاملات نفتی ابتدا در ایران و سپس در جهان باید حذف شود. کشورهای دیگر باید نفت کشورهای حوزه خلیج‌فارس را با ارزهایی به‌غیراز دلار بخرند (به‌عنوان‌مثال نفت با ارز رایج بین دو کشور مبادله شود) در این صورت توازن قدرت به ضرر آمریکا تغییر خواهد یافت و سیستم پترودلار از بین خواهد رفت که به دنبال آن ذخایر ارزی جهانی مبتنی بر دلار نیز کاهش خواهد یافت و این‌چنین می‌توان به دلار ایالات‌متحده حمله کرد. چین و روسیه در حال حرکت به این سمت هستند.

 


[۱] اتاق شیشه ای خبر: گزارش‌ موسسه‌ آمریکایی‌ درباره‌ تحریم‌ ایران

[۲] طرح SSR به معنی «رفرم اجزاء و قطعات قطاع امنیت»‌ کشورِ هدف است. پروژه‌  SSR “Security Sector Reform”   طرحی برای در هم شکستن مقاومت یک جامعه محسوب می‌شود. هیچ کشوری منابع پنج‌گانه قدرت ارگانیکی (فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، دفاعی‌- نظامی) هم‌سطح و هم‌ترازی ندارد؛ از این‌رو در یک حوزه قدرتمندتر و در حوزه‌ای دیگر ضعیف‌تر است. سازوکار پروژه SSR به این گونه است که منابع پنج‌گانه قدرت کشورِ هدف، ارزیابی شده، سپس مشخص می‌شود که هر کدام از این منابع قدرت در چه سطحی هستند و بلندترین و پایین‌ترین سطح قدرت در کدام حوزه است؛ آنگاه با سازوکارهای خاص خود، قوی‌ترین منبع قدرت را آن‌قدر تحت فشار قرار می‌دهند و فرسوده می‌کنند تا به سطح چهارم برسد، سپس در مرحله بعد این دو سطح را با هم تحت فشار قرار می‌دهند تا به سطح سوم برسد و به همین ترتیب این روند تا آنجا طی می‌شود که همه سطوح قدرت به پایین‌ترین سطح برسند.