گزارش جنگ ارزی علیه ایران در سال۹۱ / نقش تحریم ها در جنگ ارزی علیه ایران

یکی از ابزارهای جنگ اقتصادی استفاده از تحریم‌های اقتصادی علیه کشور هدف است. آمریکا از ابتدای قرن بیست و یکم از این ابزار به‌صورت گسترده علیه کشورهای هدف استفاده کرده است؛ زیرا در بسیاری از منازعات، به‌کارگیری نیروی نظامی را ناکارآمد و غیرعملیاتی می‌دانست و قدرت سیاسی و دیپلماسی را نیز ناکافی می‌دید. هدف از تحریم‌های آمریکا در دهه ۱۳۶۰ محدود کردن تجارت و قطع روابط تجاری با کشورهایی تحریم شده بود. از اواسط دهه ۱۳۷۰ تحریم‌ها روی نفت و سرمایه‌گذاری در نفت متمرکز شد. اولین تحریم بانکی در سال ۱۹۹۵ توسط کلینتون وضع شد و بانک‌های آمریکایی از دادن خدمات بانکی و دلاری به بانک‌های ایرانی منع شدند. از اوایل دهه ۸۰ تحریم‌های بانکی از انسداد دارایی برخی بانک‌ها شروع شد و در اواخر دهه ۱۳۸۰ به تحریم‌های ثانویه و پیچیده بانکی تغییر کرد. در سال ۱۳۸۷ با برداشتن چرخه‌ی یوترن دسترسی بانک‌های ایرانی به دلار آمریکا قطع شد. رژیم تحریم‌ها با تحریم بانک مرکزی و تحریم خرید نفت از ایران در بهمن سال ۹۰ کامل شد و به جنگ ارزی علیه ایران انجامید.

آمریکا در طول عمر ۳۸ ساله جمهوری اسلامی تاکنون؛ تحریم‌های متعددی را در حوزه‌های مختلف علیه ایران وضع کرده است. تحریم‌هایی ایالات‌متحده علیه ایران شامل حوزه‌های زیر می‌شود:

  1. تحریم‌های مالی و بانکی
  2. تحریم تجارت کالاهای اساسی
  3. تحریم نفتی
  4. تحریم پتروشیمی
  5. تحریم صنعت خودروسازی
  6. تحریم هواپیمایی
  7. تحریم کشتیرانی و بیمه حمل‌ونقل
  8. تحریم طلا و فلزات گران‌بها
  9. تحریم ریال

قابل‌ذکر است که این گزارش به تحریم‌های مالی و بانکی و ارزی اشاره می‌کند و به تحریم‌های دیگر نمی‌پردازد.

«ابعاد محاصره ی اقتصاد ایران»

ساختار تحریم‌های مالی و بانکی

  1. تحریم نهادهای مالی: بانک مرکزی ایران و همه‌ی بانک‌های بزرگ کشور تحت تحریم قرار گرفتند؛ یعنی هرگونه تجارت شرکت‌ها و افراد با بانک‌های ایرانی ممنوع شد و در صورت انجام، تحریم این کشورها از سوی آمریکا را در پی دارد.
  2. تحریم ارزی: یکی از مهم‌ترین تحریم‌های وضع‌شده علیه ایران تحریم ارزی است به این معنا که هیچ کشور یا بانکی (مطابق قراردادهای بین‌المللی که جهت استفاده از دلار به‌عنوان ارز دولت آمریکا دارد) حق دادن دلار به ایران و یا پرداخت دلار در مبادلاتش با ایران را ندارد و اگر چنین اتفاقی بیفتد شامل جرائم و تنبیهات قانونی و قضایی نقض تحریم می‌گردد و عملاً از تعامل با اقتصاد آمریکا بازمی‌ماند این در حالی است که امروزه دلار ارز اصلی رایج بین‌المللی است که بسیاری از خریدهای بین‌المللی باید با آن انجام شود.
  3. تحریم شبکه‌های انتقال الکترونیک پیام‌های مالی: شبکه‌های انتقال الکترونیک پیام‌های مالی در سطح دنیا برای تجارت بین‌بانکی استفاده می‌شود. سوئیفت، یکی از این شبکه‌های پیام‌رسانی بین‌بانکی است که استفاده از آن برای بانک‌های ایرانی ممنوع شد.
  4. ایجاد مانع در دسترسی به دارایی‌ها: یک بخش از دارایی‌های کشور که در بانک‌های خارجی قرار دارد، در پی تحریم‌ها و به‌ویژه تحریم بانک مرکزی از دسترس خارج شد و بخش‌های دیگر نیز به حکم قضایی بلوکه می‌شود.

«محاصره مالی و بانکی ایران»

تحریم اقتصادی به سه گروه همه‌جانبه، چندجانبه و یک‌جانبه تقسیم می‌شود. تحریم همه‌جانبه را معمولاً شورای امنیت سازمان ملل علیه کشورها یا گروه‌های هدف وضع می‌کند و تمام کشورها ملزم به رعایت آن هستند. تحریم چندجانبه را چند کشور علیه کشور هدف اعمال می‌کنند. تحریم‌های یک‌جانبه تحریم‌های یک کشور علیه کشور یا گروه هدف است که می‌توان به تحریم‌های آمریکا علیه کشورها اشاره کرد.

تحریم یک‌جانبه خود به دو نوع اولیه و ثانویه (فرا سرزمینی) تقسیم می‌شود. در تحریم‌های ثانویه[۱] کشور تحریم کننده از اهرم‌های اقتصادی خود برای فشار به کشور ثالث استفاده می‌کند تا تحریم‌های مدنظر را علیه کشور هدف اعمال کند. این تحریم به‌صورت غیرمستقیم عمل می‌کند و در صورت تبعیت کشور ثالث موجب اعمال تحریم فراتر از سرزمین کشور تحریم کننده می‌شود که به آن «تحریم فرا سرزمینی»[۲] نیز می‌گویند. تحریم فرا سرزمینی بانکی اولین بار و تنها درباره ایران اعمال‌شده است. کنگره آمریکا در ژوئیه ۲۰۱۰ با تصویب «قانون تحریم‌های جامع ایران» موسوم به CISADA[۳] برای اولین بار در تاریخ تحریم‌ها، تحریم ثانویه بانکی را طراحی و اعمال کرد. بر اساس این قانون، بانک‌های ایرانی که هدف تحریم‌های اولیه اشاعه تسلیحاتی و حمایت از تروریسم باشند، مشمول تحریم ثانویه بانکی قرار می‌گیرند. این نوع تحریم؛ بانک‌های خارجی را بر سر دوراهی رابطه با بانک‌های هدف یا دسترسی به سیستم مالی آمریکا قرار داد.

قرار گرفتن دلار به‌عنوان «ستون فقرات نظام مالی بین‌المللی» نقش مهمی در اثرگذاری تحریم‌های ایالات‌متحده دارد؛ زیرا ممنوعیت معامله با دلار به معنای محرومیت از تبادلات بین‌المللی و درنتیجه تعامل اقتصادی با بسیاری از دولت‌ها و شرکت‌ها است. تصویب این تحریم‌ها حاصل تلاش شدید آمریکا برای متقاعد کردن کشورهایی است که از ناحیه‌ی روابط اقتصادی، نفتی و سیاسی با جمهوری اسلامی منتفع می‌شوند. در ۱۰ دی‌ماه ۱۳۹۰ (۳۱ دسامبر ۲۰۱۱) اوباما پس از توافقی با کنگره بر سر رویکرد مرحله‌ای اعمال قانون معروف به «اختیار دفاع ملی ۲۰۱۲»،[۴] بخش ۱۲۴۵ این قانون را باهدف محروم کردن ایران از منابع درآمد مالی امضا کرد. بر اساس این قانون، نهادهای خارجی از انجام معاملات مالی مربوط به نفت، از طریق بانک مرکزی ایران منع شدند. تحریم بانک مرکزی یک کشور دیگر، یک اقدام بی‌سابقه است. به‌واسطه‌ی این قانون علاوه بر ممنوعیت معامله با بانک مرکزی ایران و مسدود کردن دارایی‌های دولت و همه‌ی نهادهای مالی ایران، بانک‌ها و مؤسسه‌های مالی که در نقل‌وانتقال پولی حاصل از فروش نفت ایران نقش دارند، هدف تحریم همه‌جانبه‌ی آمریکا قرار گرفتند و از نظام مالی آمریکا اخراج شدند.


به‌کارگیری استراتژی قورباغه

 خانم شانون در بهمن ۸۴ در مجله‌ی آمریکایی «تایم» از جهت‌گیری استراتژیک غرب در مورد ایران پرده برداشت. در مقاله‌ی شانون، از منظر دیپلمات‌های آمریکائی و اروپائی، استراتژی جدید غرب علیه ایران «استراتژی قورباغه»[۵] معرفی شد. شانون این استراتژی را به «کاندولیزا رایس» برای مهار ایران معرفی کرد.

استراتژی قورباغه، یکی از سیزده استراتژی است که آمریکا در طول سال‌های مختلف علیه جمهوری اسلامی ایران به‌کاربرده است. به‌موجب این استراتژی؛ آمریکا باید محیط جهانی را چون آب درون دیگ، به‌آرامی به نقطه‌جوش رساند تا ایران به‌مرور در آن آب‌پز شود.

در قضیه تحریم‌ها هم آمریکا در سال ۱۳۹۰ با تحریم بانک مرکزی از استراتژی قورباغه بهره گرفت. آمریکایی‌ها درصدد بودند که محیط مالی ایران را چنان گرم کنند تا ایران آب‌پز شود. در حقیقت بانک‌های بین‌المللی از ارائه هرگونه خدمات بانکی و دلاری به بانک مرکزی ایران محروم شدند. ریکاردز؛ از بارگیری استراتژی قورباغه روایت می‌کند:

«بیش از ۳۰ سال است که ایالات‌متحده تحریم‌های مالی و اقتصادی علیه ایران را اعمال کرده است؛ این تحریم‌ها چیز جدیدی نیستند؛ اما چند هفته پیش رئیس‌جمهور اوباما با اعمال تحریم بانک مرکزی ایران راه تأمین اکسیژن ایران را مسدود کرد. به بانک‌های بین‌المللی گفته شد اگر آن‌ها به کسب‌وکار با بانک مرکزی ایران بپردازند، آن‌ها را از انجام کسب‌وکار در سیستم پرداخت جهانی دلار که توسط ایالات‌متحده کنترل می‌شود محروم خواهند شد. البته که این بانک‌ها از این دستور پیروی کردند.»[۶]

«در حقیقت ایالات‌متحده با تحریم بانک مرکزی ایران از استراتژی قورباغه بهره گرفته است. این‌یک بازی جنگ است که اتفاق افتاده. در برابر این تک، ایران تهدید به بستن تنگه هرمز کرده است. در واکنش به این قضیه ایالات‌متحده آمریکا، بریتانیا و فرانسه شش کشتی جنگی را به همراه ناو هواپیمابر هسته‌ای «یو اس اس اینترپراز»[۷] همراه با ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن[۸]» در خلیج‌فارس، مستقر کرده‌اند.»[۹] (بهمن ۱۳۹۰)

سوئیفت، یکی از این شبکه‌های پیام‌رسانی بین‌بانکی است که به دنبال فشار آمریکا و اتحادیه اروپا از ارائه خدمات مالی به ایران خودداری کرد. این شرکت در ۲۵ اسفند ۱۳۹۰ در بیانیه‌ای مطبوعاتی اعلام کرد:

امروز سوئیفت به پیروی از تصمیم اتحادیه اروپا تصمیم گرفته است تا ارائه خدمات ارتباطی به بانک‌ها و مؤسسات مالی ایرانی که موضوع تحریم اتحادیه اروپا هستند را قطع کند.[۱۰]

در تحریم‌های اتحادیه اروپا تمامی مؤسسات خدمات مالی و اعتباری از همکاری با مؤسسات مالی ایرانی که مورد تحریم هستند، منع شدند. سوئیفت قطع خدمات خود را از دو روز بعد آغاز کرد.

همچنین اوباما در دستور اجرایی ۱۳۶۲۲ در مرداد ۹۱ (۳۰ جولای ۲۰۱۲) مراودات مالی هر فرد و نهاد مالی با صنعت پتروشیمی، خرید نفت و محصولات پتروشیمی ایران را از طریق کشور ثالث ممنوع اعلام کرد. درواقع هدف این تحریم، بازداشتن ایران یا هر کشور دیگری از ایجاد سازوکارهای پرداخت برای خرید نفت ایران باهدف دور زدن تحریم‌های «قانون اختیار دفاع ملی» بود. اوباما در ۳ ژوئن ۲۰۱۳ با صدور دستور اجرایی ۱۳۶۴۵ تحریم‌های ثانویه جدیدی علیه نظام بانکی کشور وضع کرد. در این دستور اجرایی به‌منظور محدود کردن استفاده از ریال ایران در معاملات بین‌المللی و جلوگیری از دسترسی به ذخایر ریالی ایران در خارج از کشور، پول رسمی جمهوری اسلامی ایران نیز مورد تحریم قرار گرفت.

طبق این قانون، مؤسسات خارجی که با ریال معامله کنند و حساب‌هایی در بانک‌های خارجی با ریال داشته باشند، تحریم و اموالشان مسدود می‌شود.[۱۱] هدف از این تحریم، جلوگیری از عقد پیمان‌های پولی دوجانبه و چندجانبه بین ایران و کشورهای دیگر است؛ زیرا پایه پیمان‌های پولی استفاده از حساب‌های ریالی در بانک‌های خارجی است. ترکیب دو مجازات سنگین در این تحریم نشان‌دهنده اهمیت موضوع پیمان‌های پولی در نظر طراحان تحریم در آمریکاست.

یکی از مهم‌ترین نکاتی که باید درباره ساختار تحریم‌ها علیه ایران بدانیم، پیچیدگی و درهم‌تنیدگی تحریم‌های حوزه‌های مختلف و اثرگذاری زیاد بر روی‌هم است. تلاش آمریکا این بوده است که تحریم‌ها را به‌گونه‌ای طراحی کند تا همچون تارعنکبوت، به دور اقتصاد و ایران پیچیده شود. تحریم‌ مالی و بانکی نقش زیرساخت و ستون محوری را برای مابقی تحریم‌ها بازی می‌کند. چراکه همه‌ی تحریم‌های حوزه‌های مختلف اقتصادی و تجاری، کاملاً محتاج این تحریم هستند. در تحریم‌های مالی و بانکی، هدف ایزوله کردن اقتصاد ایران و مسدود کردن مبادی درآمدهای ارزی ایران است.

تحریم‌های مالی و بانکی سلاحی جدید است که وابستگی کشورها به ارتباط بانکی با بانک‌های خارجی را هدف می‌گیرد. بدیهی است این وابستگی خود معلول وابستگی به صادرات و واردات و سرمایه‌گذاری خارجی است. به دلیل وابستگی ارتباطات اقتصادی در عرصه بین‌المللی به خدمات بانکی، تحریم‌های بانکی قوی‌ترین تحریم مالی و اقتصادی است و ممکن است موجب اختلال تجاری در کشور هدف شود. مهم‌ترین کارکرد ارتباطات بانکی در عرصه بین‌الملل، نقل‌وانتقال پول است. ازاین‌رو قطع ارتباطات بانک‌های خارجی با بانک یا بانک‌های یک کشور موجب می‌شود تا علاوه بر نقل‌وانتقال وجه، عملیات صادرات، واردات، فاینانس و سرمایه‌گذاری خارجی در آن کشور نیز تا حد زیادی مختل شود.

ابتدا ایالات‌متحده ایران را از نظام پرداخت‌های دلاری کنار گذاشت، اما ایران به‌سادگی پرداخت‌های خود را به یورو، فرانک سوئیس و سایر ارزهای دیگر انجام می‌داد. در مرحله بعد، ایالات‌متحده و متحدان او، ایران را از سیستم پرداخت‌های جهانی، به نام سوئیفت کنار گذاشتند. این بدان معنی است که ایران می‌توانست نفت بفروشد اما نمی‌توانست بهای آن را دریافت کند. همچنین بدان معنی است که ایران مجبور شد که به دادوستد کالا با کالا برای به دست آوردن واردات موردنیاز خود روی آورد. در حقیقت جنگ ارزی علیه ایران در تابستان سال ۹۱ وارد فاز جدیدی شد. به دنبال اجرایی شدن تحریم بانک مرکزی و تحریم خرید نفت از ایران توسط آمریکا و اتحادیه اروپا، بازار ارز ایران با فشار جدی مواجه شد. یکی از منابع تأمین ارز در ایران فروش نفت و فروش محصولات پتروشیمی است. به دلیل سهم بالای درآمدهای نفتی در بودجه دولت ـ به دنبال کاهش خرید نفت از ایران و عدم دسترسی به دلار حاصل از فروش نفت ـ درآمدهای ارزی کشور کاهش یافت. کاهش درآمدهای نفتی معادل کاهش ارز خارجی در اختیار است. به دلیل تحریم بانک مرکزی دسترسی دولت به ذخایر ارزی این بانک در کشورهای مختلف نیز قطع شد. بانک مرکزی به دلیل محدودیت در تبدیل و انتقال ذخایر ارزی برای مدیریت بازار ارز دچار مشکل شد. از طرف دیگر عدم دسترسی دولت به دلار این باعث شد که تأمین نیازهای وارداتی و تجهیزاتی کشور با اخلال مواجه شود که موجب بروز بحران‌های اقتصادی داخلی و درنتیجه نارضایتی و اعتراض و تضعیف مقبولیت نظام نزد مردم شد.

حسینی از روند اعمال تحریم‌ها این‌گونه می‌گوید:

ما از سال ۱۳۹۰ با پدیده‌های هم‌افزا مواجه شدیم. یکی فضاسازی رسانه‌ای غربی‌ها و دیگری مسائل سیاسی داخل ایران. از طرفی تحریم بانک مرکزی دسترسی درآمدها به ذخایر ارزی و امکان نقل‌وانتقال پولی‌مان را به‌شدت تحت تأثیر قرارداد. در کنار این‌ها درآمدهای جاری نفتی نیز به‌شدت کاهش یافت. وقتی بانک مرکزی تحریم می‌شود، استفاده از این ذخایر به مشکل می‌خورد. از طرفی به‌طور هوشمندانه‌ای تحریم بانک مرکزی قبل از تحریم نفت صورت گرفت، لذا تحریم نفت هم مزید بر علت شد.

 لذا در سال ۱۳۹۰، اقتصاد وارد یک‌فاز و دشواری‌های جدید می‌شود. دشواری‌هایی که حتی ما به‌عنوان دولت نمی‌توانستیم برخی از آن‌ها را بیان کنیم.

من تعبیری داشتم که تحریم بانک مرکزی در اقتصاد از جنس استفاده از سلاح کشتارجمعی در جنگ است.[۱۲]

«شمس‌الدین حسینی؛ وزیر اقتصاد دولت دهم»

ابزارهای مورداستفاده برای هدف قرار دادن اقتصاد ایران، می‌تواند در مقایسه با حملات سایبری محدود، تأثیرات بسیار بزرگ‌تری داشته باشد. جی سولومون در کتابش اشاره می‌کند که:

آمریکا در طول تاریخ از ابزارهای قهری مالی استفاده کرده است اما آشی که برای ایران در این زمینه پخته شد، بی‌سابقه بود. در سال ۲۰۱۲ نیز دیدیم که گزینه هسته‌ای نیز در کنار رویکرد مالی مطرح شد به این معنا که ایالات‌متحده ابتدا بانک مرکزی ایران را تحریم کرد و سپس اتحادیه اروپا به این روند ملحق شد و تحریم نفتی علیه ایران اعمال کرد. این کار سبب شد بیش از نیمی از صادرات ایران در مدت حدود شش ماه کاهش یابد. بلافاصله پس‌ازاین امر بود که دیدیم واحد پولی ایران به‌شدت سقوط کرد و این کاهش ارزش پول ایران حدود شصت درصد بود. درامدهای دولتی ایران نیز حدود پنجاه‌درصد کاهش یافت. همه این اتفاقات تقریباً یک سال رخ داد.

درست است که تحریم‌های تشدید شونده تأثیرگذار بود اما از اواسط سال ۲۰۱۲ بود که با قطع صادرات نفتی ایران و بیرون راندن ایران از شبکه بانکی بین‌المللی موسوم به سوئیفت، ایران به‌شدت دچار مشکل شد. این اقدامات بخش مهمی از تشدید جنگ مالی با ایران بود. دولت اسرائیل و دولت عربستان سعودی و حتی وزارت خزانه‌داری آمریکا در ابتدای امر تصور نمی‌کرد که تحریم‌های مالی می‌تواند تا آن اندازه به کشوری ضربه بزند که تأمین‌کننده بزرگ انرژی بود.[۱۳]

در دانش استراتژیک باید نگاه همه‌جانبه نگری و کلان نگری نسبت به پدیده داشت. در سناریو جنگ اقتصادی علیه ایران باید ببینیم که هدف اصلی دشمن چیست. هدف اصلی ایالات‌متحده از اعمال جنگ اقتصادی علیه ایران تغییر رفتار نظام در قبال آمریکا است؛ که این مهم از طریق اعمال فشار اقتصادی بر مردم ایران حاصل می‌شود. هدف دشمن کاهش توان و رفاه ملی از طریق انزوای اقتصادی است. همواره، پیش و پس از هر موج تحریم اقتصادی به عملیات روانی و مهندسی انتظارات اقتصادی دست می‌زنند. به این صورت که با اعمال تحریم‌های اقتصادی، هزینه‌های اقتصادی زندگی مردم به‌خصوص طبقه متوسط جامعه افزایش می‌یابد. مردم نظام را مسئول مشکلات اقتصادی می‌بینند و از نظام جدا می‌شوند و ممکن است در سطح بالاتر موجب شورش‌های اعتراضی نسبت به‌نظام شود. رهبر انقلاب هدف اصلی تحریم‌ها را بیان می‌کنند:

در مقابله‌ی با جمهوری اسلامی، همه‌ی تلاش خودشان را دارند به کار می‌برند؛ هدف هم این است که نظام مقدس جمهوری اسلامی را از پشتیبانی مردم ـ از این پشتوانه‌ی عظیم ـ محروم کنند. این تحریم‌ها و این‌ها که مشاهده می‌کنید، هدف اصلی‌اش این است. البته به‌دروغ ادعا می‌کنند که هدف تحریم‌ها، مردم نیستند: می‌خواهیم به مردم ضربه وارد نیاید. مثل بقیه‌ی ادعاهایشان، این هم دروغ و فریب و خدعه است. نه؛ اتفاقاً هدف اصلی، مردمند. فشارها برای این است که مردم را به ستوه بیاورند، مردم را دچار مشکلات کنند تا از نظام جمهوری اسلامی دل ببُرند؛ رابطه‌ی قلبی آن‌ها با نظام جمهوری اسلامی قطع شود.[۱۴]

ویکتوریا نولاند، سخنگوی وزارت خارجه امریکا پس از اعتراضات مردمی و آشوب خیابانی در بازار ارز تهران در مهر ۹۱ گفت:

«برداشت ما این است که ارز ایران به پایین‌ترین رقم در طول تاریخ در برابر دلار در مبادلات غیررسمی ارز رسیده است… از دید ما این اتفاق به معنای موفقیت روزافزون فشارهای تمام‌نشدنی بین‌المللی است که همه ما بر اقتصاد ایران تحمیل می‌کنیم. اقتصاد ایران اکنون تحت‌فشاری باورنکردنی است. تحریم‌ها هرچه عمیق‌تر اقتصاد ایران را تضعیف می‌کنند و این عامل مهمی برای تلاش جهت تغییر محاسبات رهبران ایران است.»[۱۵]

در روزهایی که مردم ایران با تبعات جنگ ارزی روبه‌رو بودند، مقام‌های دولت آمریکا ازجمله رئیس‌جمهور آمریکا[۱۶]، جک لو؛ وزیر خزانه‌داری آمریکا[۱۷] و جو بایدن؛ معاون رئیس‌جمهور آمریکا[۱۸]؛ تحریم‌های اعمال‌شده علیه ایران را سخت‌ترین و فلج‌کننده‌ترین تحریم‌ها در طول تاریخ تمدن انسان نامیده‌اند.

«هدف دشمن از اعمال تحریم‌ها»

 

تدابیر مقطعی ایران برای مقابله در جنگ اقتصادی

تدابیری که ایران در آن زمان برای مقابله با تحریم‌های مالی و بانکی به کار گرفت به این شرح است:

  1. راه‌اندازی پرتال ارزی و مرکز مبادلات ارزی
  2. استفاده از طلا و فلزات گران‌بها
  3. تعامل با بانک‌های با مأموریت خاص یا کوچک
  4. استفاده از شبکه گسترده‌ی صرافی‌ها
  5. راه‌اندازی سامانه‌ی داخلی انتقال الکترونیکی پیام‌های مالی
  6. مبادله‌ی چمدانی ارز
  7. نقل و انتقالات مالی با پوشش افراد و شرکت‌های غیر ایرانی

تأثیر تحریم‌ها در کاهش ارزش ریال

چه عاملی باعث این رابطه تنگاتنگ بین تورم و بحران ارزی می‌شود؟ کارشناسان معتقدند که تورم پایدار باعث می‌شود که مردم اعتماد خود را به پول ملی ازدست‌داده و پول خارجی باثباتی را جانشین پول ملی نمایند و از این طریق، ثروت مالی خود را در فرم پول باثبات دیگری حفظ می‌کنند. البته انتظارات مردم که تورم ادامه خواهد داشت این بی‌اعتمادی را افزایش می‌دهد. این پدیده دلاری سازی نام دارد و در بحران ارزی ایران ‌هم مشاهده می‌شود.

مطلب دیگری که احتیاج به توضیح دارد این است که تحریم‌های اقتصادی غرب با چه سازوکاری درافت شدید ریال نقش داشته‌اند.

خبر ناگهانی عدم ورود سرمایه خارجی به کشور، باعث افت ارزش پول ملی آن کشور می‌شود. افت ارزش پول ملی برای کشورهایی که در شرایط سطح بالای بدهی ارزی باشد فوق‌العاده شدید خواهد بود. معنی بدهی ارزی این است که دولت، بانک‌ها، بنگاه‌ها و افراد عادی، بدهی برحسب یک پول خارجی داشته باشند. البته سازوکار توقف ناگهانی در ایران به علت سطح پائین سرمایه‌گذاری خارجی در کشور دقیقاً همان نیست که کشورهایی که بحران ارزی را تجربه کردند باشد.[۱۹]

در ایران کانال اصلی ورود ارز خارجی به کشور، درآمد نفتی است. در حقیقت دلارهای حاصل از فروش نفت ایران نقش پشتوانه ریال را بازی می‌کند. خبر این‌که کشورهای خریدار نفت ایران در آتیه از خرید نفت ایران خودداری خواهند کرد در اذهان عمومی نقش همان توقف ناگهانی ورود سرمایه خارجی به کشور را بازی کرد و باعث بحران ارزی گردید. متأسفانه آمار دقیق بدهی ارزی کشور در دست نیست. باید در نظر داشت که اگر بانک مرکزی سیاست کاهش ارزش ریال را دانسته دنبال می‌کند در حقیقت به تشدید تورم در ایران کمک خواهد کرد؛ زیرا بحران ارزی و تورم با هم همبستگی دارند: تورم ارزش پول ملی را در مقایسه با پول‌های خارجی پائین می‌آورد و ضعیف شدن پول ملی تورم را شدت می‌بخشد به‌ویژه در شرایطی که ارز، اثرات بالائی روی قیمت‌های داخلی از طریق قیمت کالاهای وارداتی داشته باشد.[۲۰]

حرکت ضربتی اقتصادی برای پایان دادن به بحران ارزی و تورمی در کشور و پایان دادن به فشار خردکننده تورمی بر مردم طبقه پایین و متوسط، نه‌تنها لازم است بلکه برای بقای نظام نقش حیاتی دارد.


[۱] Secondary Sanctions

[۲] Extraterritorial Sanctions

[۳] Comprehensive Iran Sanctions, Accountability, and Divestment Act (CISADA), 2010

[۴] National Defense Authorization Act 2012 (NDAA 2012)

[۵] Frog Strategy

[۶] US News: The Financial War against Iran

[۷] USS Enterprise

[۸] USS Abraham Lincoln

[۹] fellowshipoftheminds: U.S. war with Iran has already begun

[۱۰]Swift: http://www.swift.com/news/press_releases/SWIFT_disconnect_Iranian_banks

[۱۱] Presidency. : http://www.presidency.ucsb.edu/ws/index.php?pid=103646&st=&st1=

[۱۲] مهر پور، مهدی- محرمانه‌های اقتصاد ایران- تهران-نشر نور علم-۱۳۹۵- جلد اول

[۱۳] تسنیم: درسهای جنگ مالی آمریکا ضد ایران» در نشست اندیشکده هریتج

[۱۴] بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوه‌ی قضائیه در ۷ تیر ۹۱

[۱۵]Javanonline: http://www.javanonline.ir/fa/news/874369

[۱۶] Cnn:Pres. Obama rep. on Iran: Red line has been “laid out”

[۱۷] weeklystandard:How Iran Sanctions Failed

[۱۸] Nytimes:Full Transcript of the Vice-Presidential Debate

[۱۹] برای آشنایی بیشتر به تاریخچه جنگ ارزی در جهان به سایت جنبش مقاومت در جنگ ارزی مراجعه شود.

[۲۰] عبدالله صوفی، استاد اقتصاد دانشگاه ویسکانسین، تورم و بحران ارزی در ایران: ۱۳۵۹-۱۳۹۱

The short URL of the present article is: http://currency-war.ir/oUe5S