گزارش جنگ ارزی علیه ایران در سال ۹۱/ نقش ایجاد جنگ روانی علیه ریال ایران

یکی از راهکارهای دشمن در جنگ ارزی، ایجاد جنگ روانی و رواج بی‌اعتمادی نسبت به پول ملی است. این امر از طریق مدیریت باورها صورت می‌پذیرد.


عملیاتی روانی مستقل (عملیات روانی پشتیبان) شامل چهار گام می‌شود:

  1. برهم زدن انسجام روانی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران
  2. برهم زدن تعادل روانی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران
  3. برهم زدن ثبات روانی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران
  4. برهم زدن بقاء روانی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران

این نوع عملیات روانی، به‌منظور مدیریت باورها انجام می‌پذیرد. ابزار عملیات روانی؛ رسانه و مخاطب؛ مردم و مسئولین جامعه هستند. هر کس بتواند باورهای مردم در این نردبان باور را مدیریت کند، مبتنی بر روی کرد علم مدار و قدرت‌مدار اعمال قدرت کرده است.

در عملیات روانی علیه ریال، باور زایی و باور زدایی صورت گرفت. دشمن با استفاده از تکنیک‌های عملیات روانی، باور مردم به ریال را از بین برد و در مردم باور به دلار را تقویت کرد. بر بستر این باور زایی و باور زدایی بود که جنگ ارزی علیه ایران رقم خورد. دشمن نقاط ضعف جمهوری اسلامی را شناسایی کرد و به‌وسیله‌ی آن به باوری که قرار بود نابود شود (باور به ریال) ضربه زد. عدم اعتماد مردم جامعه به پول ملی کشور اسب تروایی را رقم زد که دشمن با تمسک به آن توانست جنگ ارزی علیه کشور را صورت دهد.

 دشمن از این نوع عملیات روانی در جنگ ارزی سال ۱۳۹۰ علیه جمهوری اسلامی استفاده کرد. رسانه‌های خارجی و ضدانقلاب در آن روزها محورهای تبلیغی خود را علیه عملکرد نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران بر مبنای بی‌ثباتی نرخ دلار گذاشتند. آن‌ها از این جنگ روانی علیه ریال چند هدف را دنبال می‌کردند:

  1. از بین بردن امید نزد مردم کشور و مسئولین با بحرانی نشان دادن وضعیت اقتصادی
  2. بی‌اعتمادی نسبت به رهبران و مدیران کشور به خاطر عدم توانایی در حل بحران ارزی
  3. نشان دادن اثربخشی تحریم‌ها در وضعیت اقتصادی
  4. ایجاد شکاف در بین مردم جامعه

در همین راستا به بخشی از فضاسازی روانی این رسانه‌های دشمن و ضدانقلاب در آن روزها اشاره می‌شود. «تلویزیون العربیه» برای توصیف تنش در بازار اقتصادی ایران از عبارت‌هایی استفاده کرده است که یادآور شکست‌های بزرگ اقتصادی است. استفاده از عبارت سقوط آزاد ارزش ریال ایران در برابر دلار آمریکا در بازار آزاد ازجمله رویکردهایی است که به ادعای این شبکه موجبات برجای گذاشتن رکورد جدید کاهش هفت‌درصدی در ایران را بر جای گذاشته است. العربیه در تمامی بخش‌های خبری خود این وضعیت را صریحاً به تأثیر پیامدهای تحریم‌های غربی بر بخش بانکی و نفتی جمهوری اسلامی نسبت می‌دهد و مدعی می‌شود که پول ملی ایران به علت برنامه هسته‌ای ایران، بیش از شصت درصد ارزش خود را ازدست‌داده است.

 بی‌بی‌سی فارسی نیز در برنامه خبری با استناد به روند صعودی نرخ ارز و طلا به اثبات بحرانی بودن شرایط اقتصادی در ایران کوشید که ادعا دارد نتیجه تحریم‌های خارجی و موجب به مخاطره افتادن زندگی و معیشت در جامعه ایرانی است.

 از سوی دیگر نیز خبرگزاری رویترز دیروز با تأکید بر افزایش لحظه‌به‌لحظه قیمت ارزهای خارجی و طلا در بازار تهران، ضمن برشمردن پیامدهای اعمال تحریم‌های بین‌المللی، سوء مدیریت دولتی و نبود سیاست درست اقتصادی را عامل آشفتگی و نابسامانی در بازار ارز و سکه می‌داند و این‌گونه القاء می‌نماید که مادامی‌که تنش‌های بین‌المللی بر سربرنامه هسته‌ای ایران حل نشود نابسامانی اوضاع اقتصادی کشور نه‌تنها حل نخواهد شد بلکه شدت می‌یابد.[۱]

با ایجاد بحران در بازار ارز شرایطی به وجود آمد که مردم اعتماد خود به ریال را از دست دادند به صورتی که در مقطعی از زمان برخی فروشندگان کالاهای خود را به دلار به مردم می‌فروختند. بازار موبایل و کامپیوتر بخشی است که این‌گونه معاملات در آن دیده شد؛ اما نکته جالب‌تر در مورد اجاره خانه‌های مناطق مرفه نشین تهران است. برخی موجران، خانه‌های خود را به دلار اجاره می‌دادند. آن‌ها این‌گونه استدلال می‌کردند که با توجه به روند افزایشی نرخ دلار، این روش می‌تواند بهترین کار برای حفظ ارزش پول موجران باشد، چراکه دیگر نیازی به خرید سکه یا سپرده‌گذاری در بانک‌ها نیست.

وقتی جنگ نرم بستر جنگ نیمه‌سخت علیه ایران می‌شود!

شمس‌الدین حسینی به نقش جنگ روانی در بحران ارزی اشاره می‌کند:

مشخصاً از نیمه دوم سال ۹۰، سیاستی که آمریکا و غربی‌ها داشتند این بود که اقداماتشان را با عملیات روانی انجام می‌دادند؛ یعنی فضای رسانه‌ای و ذهنیت‌ها را برای بزرگ جلوه دادن تصمیم، اثربخشی تصمیم و بزرگنمایی اثرات تصمیم‌شان آماده می‌کردند؛ یعنی این‌طور نبود که هر مسئله‌ای را بلافاصله تصمیم‌گیری، ابلاغ و اجرا کنند. بلکه با ایجاد یک موج رسانه‌ای کاری می‌کردند که حتی اگر آن تصمیم گرفته نمی‌شد، اثرات روانی آن تصمیم بر اقتصاد ایران تحمیل شود. البته دراین‌بین، مسائلی داخلی نیز بسیار مهم بود.

در سال ۱۳۹۰ درحالی‌که هنوز اتفاقی نیفتاده بود، یک بازرگان بزرگ و سرشناس در رسانه‌ها اعلام می‌کرد: «چند روز دیگر در ایران قحطی خواهد آمد.» شما بروید در مقطعی که این حرف زده‌شده است از فروشگاه‌های بزرگ ایران سؤال کنید که چقدر، روغن، برنج و… توزیع شد و مردم از ترس قحطی چه میزان به ذخیره کالاهای اساسی روی آوردند.

 آمریکایی‌ها مدعی شدند که می‌خواهند اقتصاد ایران را فلج کنند؛ اما به‌رغم این ادعا، ایران هدفمندی یارانه‌ها را اجرا می‌کند. متأسفانه دیدیم افرادی که این انقلاب و نظام به آن‌ها اعتبار بخشیده است و حالا دارای جایگاهی شده‌اند و حرفشان برد و اهمیت یافته است مدعی می‌شوند که در ایران قحطی خواهد شد.

متأسفانه عملیات روانی غربی‌ها در داخل کشور بنا به مسائل سیاسی مدیریت نمی‌شد و به آن دامن هم زده می‌شد.

به‌هرحال خود تحریم‌ها یک عامل سیاسی بود. یکی از دلایلی که ما حاضر نبودیم در باب تحریم‌ها بزرگنمایی کنیم و حتی برخی مواقع خوش‌بینانه نیز حرف می‌زدیم این بود که می‌دانستیم قصد طرف مقابل عملیات روانی است.[۲]

رسانه‌های دشمن و ضدانقلاب با دنبال کردن عملیات روانی به دنبال این بودند که ضمن ناامید کردن مردم از آینده اقتصادی و سیاسی کشور با مدیریت باورها از طریق تکنیک‌های جنگ روانی افکار عمومی کشور را به سمت رویگردانی از نظام حاکم سوق دهند. بزرگنمایی تحریم‌ها توسط رسانه‌های غربی، ضدانقلاب و بعضاً داخلی، بازی در زمین دشمن بود که به تحقق عملیات روانی در جامعه به دشمن کمک می‌کرد.

امنیت مقوله‌ی حسی، ذهنی و نسبی است. در حال حاضر در جامعه احساس امنیت اقتصادی وجود ندارد. وقتی در حال حاضر اکثر مردم اعتقاد ندارند که طی مدت کوتاهی اقتصاد کشور درست می‌شود این نشانه‌ی این است که ثبات روانی جامعه نیز به‌هم‌خورده است. برهم زدن تعادل روانی اقتصادی می‌تواند تعادل روانی سیاسی را نیز به هم بزند. کما این‌که این اتفاق در جنگ ارزی سال ۹۰ ایران اتفاق افتاد و مردم در سال ۹۲ به جناح دیگری رأی دادند.

ابزار ضربه زدن در جنگ ارزی متلاطم کردن اقتصاد کشور، ایجاد جنگ روانی و رواج بی‌اعتمادی در بین مردم است که موجب بر هم زدن امنیت ملی کشور می‌شود. درواقع هیچ‌چیز به‌اندازه ترس از سقوط پول ملی نمی‌تواند باعث سقوط آن شود! این امر از طریق مدیریت باورها صورت می‌پذیرد.

بدون شک در این وضعیت بد اقتصادی، تحریم‌ها بی‌تأثیر نبود و اصلاً یکی از اهداف جدی غرب از اعمال تحریم‌ها همین سست کردن حمایت‌های مردمی و ایجاد بذر نارضایتی‌ها در سینه مردم است. لذا در پی تحریم اقتصادی، به‌تدریج مشکلات معیشتی در کشور به وجود آمد و از نارضایتی مردم، نیز به‌عنوان ابزاری دیگر بهره‌برداری گردید.

رهبر معظم انقلاب به‌خوبی توضیح می‌دهند که «درزمینه‌ی سیاست داخلی، هدف آن‌ها از این تحریم‌ها این بود که ملت را درراه خودشان مردد کنند؛ بین ملت ایران و نظام اسلامی جدائی بیندازند؛ مردم را دلسرد کنند، ناامید کنند.»[۳]


[۱] مشرق: پشت پرده “جنگ روانی دلار”

[۲] مهر پور، مهدی- محرمانه‌های اقتصاد ایران- تهران-نشر نور علم-۱۳۹۵- جلد اول

[۳] بیانات در حرم مطهر رضوی