گزارش جنگ ارزی آمریکا علیه ایران

سال ۹۱ – ۱۳۹۰

توضیح

پس از وقایعی که در سال‌های ۹۱-۹۰ در اقتصاد ایران رخ داد و قیمت دلار افزایش یافت، نوسان قیمت کالاها از کنترل خارج شد و ارزش ریال ایران تا حدود زیادی از بین رفت، اسنادی به ما رسید که حاکی از یک جنگ اقتصادی و ارزی گسترده علیه ایران بود. در طی مدت گذشته، مطالعات کاملی روی انواع الگو‌های جنگ ارزی توسط گروه جنگ ارزی اندیشکده یقین صورت گرفت و این گزارش امسال (زمستان ۱۳۹۶) برای معرفی و بررسی تمام جوانب گونه‌ی خاص جنگ ارزی آمریکا علیه ایران منتشر می‌شود.

مقدمه گزارش:

درگذشته جنگ‌ها در زمین، دریا و هوا به‌صورت فیزیکی انجام می‌شد اما در حال حاضر نبرد در بازارهای مالی رخ می‌دهد و جنگ‌های مالی میدان‌های اصلی نبرد بین تمدن‌ها هستند.

نظام اقتصادی یکی از مهم‌ترین زیر نظام‌های جامعه است که می‌تواند بقا و فنای جوامع را رقم بزند. به همین علت در عصر جدید که جنگ نیمه سخت از مرسوم‌ترین شیوه‌های جنگیدن به شمار می‌رود، دشمن از ابزارهای اقتصادی برای تضعیف و براندازی جمهوری اسلامی استفاده می‌کند. کما این‌که غرب از سال‌های آغازین جمهوری اسلامی از تحریم‌ها برای بی‌ثبات‌سازی فضای اقتصادی ایران استفاده کرده است.

«جنگ ارزی»[۱] نوعی از جنگ مالی است که سقوط ارزش پول کشورها را در دستور کار قرار می‌دهد باهدف کوچک کردن ساختار هزینه‌ها، افزایش صادرات، ایجاد شغل و رونق بخشیدن به اقتصادهایشان به بهای تضعیف اقتصاد طرف تجاری‌شان.[۲]

«ارزش پول» یک کشور پاشنه آشیل آن است؛ اگر پول ملی سقوط کند، همه‌چیز با آن به باد می‌رود. به همین دلیل است که در هر جنگ ارزی، خود ارز یک کشور هدف نهایی حملات قرار می‌گیرد. جان مینارد کینز بیان می‌کند که:

برای از هم پاشیدن بنیان‌های جامعه، بی‌ارزش کردن پول ملی، برترین روش ناملموس و یقینی است. فرآیند نابودی ارزش پول ملی از نیروهای پنهان قانون نابودسازی اقتصاد استفاده می‌کند و این کار را به شیوه‌ای انجام می‌دهد که حتی یک در میلیون نفر جامعه نیز قادر به شناسایی و تحلیل آن نخواهد بود.[۳]

 در این جنگ از ارز به‌عنوان سلاح برای واردکردن ضربه به اقتصاد دشمن استفاده می‌شود. صرف وجود چنین تهدیدی کافی است تا کشوری مجبور شود تا در دیگر فضاهای نبرد به رقبای خود امتیاز واگذار کند.

هنگامی‌که پول دارای ارزش متغیر است و با هر نوسانی دچار تغییر ارزش می‌شود؛ به‌تبع آن تمام کالاها و خدمات موجود در بازار نیز تغییر قیمت پیدا می‌کنند. «جنگ ارزی» در این ساختار ربوی شکل‌گرفته است؛ ساختاری که در آن «پول» مبنای سنجش تمام پدیده‌ها است و خودش نیز مستقلاً واجد ارزش متغیر است.

اقتصاد یکی از ارکان قدرت در کشور است. رهبر انقلاب در دانشگاه افسری امام حسین علیه‌السلام بیان کردند:

«… اقتصاد قوی و مستقلّ کشور ما هم مایه‌ی اقتدار ما است لذا با آن مخالف‌اند. تحریم می‌کنند، برای اینکه اقتصاد را ضربه بزنند تدابیر گوناگونی به کار می‌بندند که ای کاش اقتصاددان‌های مؤمن ما بیایند برای مردم تشریح کنند تدابیری را که دشمنان ما در آن‌سوی مرزها به کار می‌برند تا ما نتوانیم در داخل، اقتصاد محکم و مستقل و قوی داشته باشیم. چرا؟ چون اقتصاد مایه‌ی اقتدار است و یک کشوری که اقتصاد محکمی دارد، این کشور یک وسیله‌ی اقتدار دارد.»[۴]

در پاسخ به این مطالبه‌ی رهبری بر آن هستیم که روند شکل‌گیری جنگ ارزی علیه ایران در سال‌های ۹۱-۱۳۹۰ را بیان کنیم.

گزارش جنگ ارزی آمریکا علیه ایران

 اتفاقاتی که در آن سال‌ها پیش آمد و منجر به بحرانی گسترده در قیمت ارز و طلا شد. سقوط ارزش ریال در برابر ارزهای دیگر منجر به تورم افسارگسیخته‌ای شد که گریبان گیر مردم طبقه پایین و متوسط جامعه شد و باعث شد که سفره‌ی اقتصادی خانوار کوچک‌تر شود. بحرانی که شاید یکی از عوامل تشدیدکننده آن سیاست‌های غلط اقتصادی دولت وقت بود اما دست‌هایی پشت پرده مشاهده شد که به‌شدت نقش مهم‌تری در این جنگ ارزی علیه مردم ایران را بازی کردند.

رهبر انقلاب چندین بار در سال‌های گذشته نسبت به وقوع جنگ اقتصادی علیه ایران هشدار داده‌اند، اما به‌عنوان هشداری جدی در ۲۸ شهریور ۱۳۹۵ در دیدار با فرماندهان سپاه پاسداران به «جادوی مالی و پولی» دشمن اشاره کردند:

«اگر مسئولان و مردم بتوانند اقتصاد مقاومتی را به معنای واقعی محقق و کشور را از جادوی مالی و پولی دشمن خلاص کنند و ارزش و آقایی دلار را در زندگی اقتصادی بشکنند، کشورهای دیگر را نیز نجات داده‌اند و برای آن‌ها الگو خواهند شد.»[۵]

یکی از مصداق‌های جادوی مالی و پولی، اتفاقی است که توسط ترکیب ابزارهای سیاست و علم اقتصاد در فرآیند جنگ ارزی رقم می‌خورد. نابودی ارزش پول یک کشور یک هدف استراتژیک است که از طریق ابزارهای جنگ ارزی در سطح عملیاتی محقق می‌شود.

جادوی پولی و مالی دلار، بشر را نابود کرده است. در جهاد کبیر باید به قواعد تعریف‌شده‌ی جهانی شک کرد و از آن‌ها تبعیت نکرد. دلار یک قاعده‌ی جهانی است که توسط استکبار تعریف‌شده است. پس طبق قاعده‌ی جهاد کبیر نباید از آن تبعیت کرد. دلار ابزار وابستگی استراتژیک به دشمن است که دشمن از این ابزار در جنگ ارزی علیه ایران استفاده می‌کند.

ایران شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی را در وجه سیاسی انجام داده است اما استقلال در بخش اقتصاد عملی نشده است. ایران باید درهای اقتصاد را به روی دلار آمریکا بسته و جهاد علمی و عملی علیه دلار آمریکا به کار گیرد.

بقای ایالات‌متحده به بقای دلار گره‌خورده است. تبلور استکبار جهانی، امروز در مفهوم دلار متجلی شده است. از منظر رهبر انقلاب، جهان در غل و زنجیر هژمونی دلار آمریکا است. اگر این سلطه و سیطره‌ی دلار آمریکا را زمین بزنیم، نه‌تنها خود که ملت‌های دیگر را نیز نجات خواهیم داد.

جنگ اقتصادی عرصه‌ی مبارزه‌ی نسل سوم انقلاب است. رهبر انقلاب از فرماندهان سپاه می‌خواهد که آقایی و سروری دلار را بشکنند؛ زیرا اقتصاددانی که همه نظام معرفتی‌اش غربی است، برای او دلار به‌مثابه یک بت است و شکستن این بت برای او غیرقابل‌تصور است. در این راستا برای حفظ ثبات اقتصاد کشور، نهادهایی مانند سپاه پاسداران باید قرارگاهی را برای حفظ ثبات ارزش پول کشور ایجاد کنند تا بتوانند ثبات نظام اقتصادی را حفظ و کنترل کنند.

در این گزارش قصد داریم به بررسی جنگ ارزی علیه ایران که در سال‌های ۹۱-۱۳۹۰ رخ داد بپردازیم. این‌که دشمن چه اقداماتی را به کار گرفت تا اقتصاد ایران را از راه حمله به پولش زمین بزند. در این جنگ ارزی که توسط آمریکا علیه ایران انجام شد، بیش از ۲۰۰ درصد از ارزش ریال از دست رفت. در شکل‌گیری جنگ ارزی علیه کشور، عوامل متعددی و با درجه تأثیرگذاری متفاوت ایفای نقش نمودند که می‌توان آن‌ها را در سه دسته نقش عوامل خارجی، نقش عوامل داخلی و نقش علم اقتصاد دسته‌بندی نمود.

                                                                         گروه اقتصاد استراتژیک

                                                                            میز جنگ ارزی

                                                                           مرکز بررسی‌های دکترینال


[۱] Currency War

[۲] ریکاردز، جیمز ـ جنگ‌های ارزی ـ ترجمه رحیم میلانی ـ تهران ـ ترجمه بنیاد تعاون ناجا ـ ۱۳۹۳ ـ چاپ اول

[۳] گزیده‌ای از پیامدهای اقتصادی صلح توسط جان مینارد کینز، ۱۹۱۹. ص ۲۳۵-۲۴۸.

Excerpts from the Economic Consequences of the Peace by John Maynard Keynes, 1919. pp. 235-248.

[۴] http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=36490

[۵] http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=34389