جنگ ارزی

شورش علیه طمع (۴۸)- جنگ ارزی (۶)- جنگ ارزی GDP پایه

برای طراحی یک انقلاب بنیادین باید تمام زیرسیستم‌ها را از ابتدا طراحی کنید. در یک انقلاب اجتماعی باید کل سیستم را از نو بنا کرد. اگر ایران بخواهد نهادهایی مثل بانک، بورس، بیمه و… که از غرب وارد کرده است را حفظ کند و فقط یک فرد مثلاً اسلامی را به‌عنوان رئیس آن نهاد منصوب کند؛ کاری از پیش نخواهد برد. نمونه آن بانکداری اسلامی است. یک پسوند اسلامی به نهاد بانک اضافه‌شده است اما کاری که بانک انجام می‌دهد نظیر آن چیزی است که در کشورهای غربی پیاده‌سازی می‌شود. انقلاب مالی انقلابی است که در جمهوری اسلامی حتی به آن فکر هم نشده است.

 باید معیار ارزیدن مشخص باشد. آیا ما به معیار ارزیدن اسلامی معتقدیم یا به معیار ارزیدن غربی؟؟

ریکاردز در کتاب جنگ‌های ارزی بیان می‌کند که طلایی‌ترین دوران اقتصاد، زمانی بود که طلا معیار ارزیدن بود این معیار ارزیدن ثابت بود و تغییر نمی‌کرد. انقلاب واقعی در اقتصاد زمانی به وجود می‌آید که بتوانید معیار ارزیدن را ثابت نگه‌دارید. بی‌عدالتی‌های نظام مالی:

  • ارز یک کشور مبنا باشد مثل دلار آمریکا
  • این ارزها در برابر هم نوسان کنند

اشکال نظام مالی غرب در این است که معیار ارزیدن در آن شناور است. «دکترین بیع» و کدامایی بر مبنای ثبات ارزیدن نهادینه می‌شود. پایه جنگ ارزی در نوسان ارزها است. اگر بتوانیم جلوی این نوسان ارزیدن را بگیریم جلوی جنگ ارزی را گرفته‌ایم.

کاهش ارزش پول برای رشد اقتصاد کشور خودی به کار گرفته می‌شود باسیاست فقیرتر کردن کشور هدف و دزدی از رشد اقتصاد کشور هدف.

مصرف خصوصی + سرمایه‌گذاری + مصارف دولتی + (صادرات – واردات) = تولید ناخالص داخلی

GDP = C + I + G + (X – M)

 

در مدل GDP راحت‌ترین راه برای افزایش تولید ناخالص داخلی بالا بردن خالص صادرات است. (X-M) که باعث اشتغال‌زایی می‌شود. یکی از راه‌های بالا بردن خالص صادرات، کاهش ارزش پول ملی در برابر ارزهای کشورهای دیگر است.

فرض کنید که قیمت بنز آلمان ۳۰۰۰۰ یورو است و نرخ تبدیل یورو به دلار ۱/۴ است. به این معنا که بنز آلمان برای مصرف‌کننده آمریکایی ۴۲۰۰۰ دلار تمام می‌شود. حال اگر آلمان نرخ تبدیل یورو به دلار را به ۱/۱ کاهش دهد. بنز آلمان برای مصرف‌کننده آمریکایی ۳۳۰۰۰ دلار تمام می‌شود. درنتیجه خریدن بنز آلمان برای مصرف‌کننده آمریکایی جذاب‌تر است؛ اما در هر دو حالت قیمت و سود این خودرو برای شرکت سازنده بنز ثابت است این کار باعث افزایش صادرات، اشتغال و GDP در آلمان می‌شود.

 معایب کاهش ارزش پول

 به دلیل این‌که تمام کالاها از اول تا آخر در یک کشور ساخته نمی‌شود و هر جز این زنجیره تأمین بر عهده یک کشور است؛ با کاهش ارزش پول واردات گران‌تر می‌شود چون باید بعضی از قطعاتی که در تولید آن کالا (مثلاً بنز) موردنیاز است از کشورهای دیگر وارد شود که این کار مستلزم تخصیص ارز است. در مقابل آمریکا می‌تواند برای حمایت از تولیدکننده‌های آمریکایی، بر کالای آلمان تعرفه گمرکی ببندد و همچنین ارزش دلار یا نرخ بهره را کاهش دهد.

 این فقط یک وجه از تبعات کاهش ارزش پول است و در بلندمدت باعث افزایش تورم می‌شود. در این جنگ‌ها به هر دو طرف جنگ آسیب می‌رسد و برنده شدن در آن غیرممکن است.

 در «دکترین بیع» ما نگاه رزق پیشینی را داریم. خدا رزاق است و رزق را خدا می‌دهد. شما با آن رزق بیع می‌کنید. به‌وسیله انفاق، صدقه، قرض‌الحسنه و زکات با خدا وارد تجارت می‌شوید و درنهایت خدا به شما برکت می‌دهد.

رزق

در مقابل با GDP، در دکترین بیع نگاه رزق پسینی مبنا است.

  1. اقتصاد کفایت: کفایت رزق (کفایت تولید و عرضه) رزقی که خدا به ما داده برای ما کفایت می‌کند؛ که رو به روی سرمایه‌گذاری در مدل GDP قرار می‌گیرد. برای نیاز باید حد کفایت را مبنا قرار داد.
  2. اقتصاد قناعت: روبه روی مصرف در مدل GDP قرار می‌گیرد. در مقابل آن چیزی که خدا به ما داده قناعت کرده و شکر می‌کنیم و صبر می‌کنیم.
  3. اقتصاد زکات:
  • زکات رزق: زکات تولیدکننده
  • زکات عرضه‌کننده (فروشنده)
  • زکات مرزوق (مصرف‌کننده)

در مقابل مخارج دولت در مدل GDP قرار می‌گیرد. زکات عامل پاکی و تزکیه مال از آلودگی است. در هر سه قسمت اگر زکات داده نشود برکت محقق نمی‌شود.

  1. اقتصاد برکت: برکت رزق از سوی رزاق به تولیدکننده
  • عرضه‌کننده
  • مصرف‌کننده

در مقابل خالص صادرات در مدل قرار می‌گیرد. اگر ما کفایت رزق را پذیرفتیم و قناعت رزق را رقم زدیم و تولیدکننده و عرضه‌کننده و مصرف‌کننده هم زکات خود را دادند اقتصاد برکت شکل می‌گیرد و خدا برکت می‌دهد.

دانلود جلسه کلبه کرامت

در این جلسه بخش‌هایی از فصل سوم کتاب جنگ ارزی بررسی شد؛ و همچنین روند رزق پسینی در دکترین بیع تبیین گردید.

خلاصه‌ای از جلسه ۵۸۸ کلبه کرامت که در تاریخ ۲۲/۰۵/۱۳۹۴ برگزار شد:

شورش علیه طمع (۴۸)- جنگ ارزی (۶)- جنگ ارزی GDP پایه