جنگ ارزی علیه کره جنوبی

جنگ ارزی علیه کره جنوبی

جنگ ارزی علیه کره جنوبی

در سال ۱۹۹۷

نویسنده: مهناز رحیمی

قبلاً در گزارش جنگ ارزی علیه کشورهای جنوب شرق آسیا روند این جنگ ارزی علیه کشورهای این منطقه را بررسی کردیم. در این مقاله قصد داریم نقش نهادهای مالی بین‌المللی نظیر «صندوق بین‌المللی پول»  را در جنگ ارزی علیه کره جنوبی در سال ۱۹۹۷ را بررسی کنیم. قبل از آن نیاز است تا مقدمه‌ای از گزارش را یادآوری کنیم.


بحران علیه کشورهای جنوب شرق آسیا در جولاى ۱۹۹۷ زمانی در تایلند شروع شد که دلالان بین‏‌المللى ارز ضربات سنگینى را به پول تایلند وارد کردند. پیامد چنین اقدامى باعث کاهش سریع نرخ برابرى پول تایلند (بات) در نسبت با دلار شد. این کاهش ارزش به اندونزى، فیلیپین، مالزى و سرانجام کره جنوبى هم سرایت کرد. حتى کشورهاى با اقتصاد قدرتمندتر مانند سنگاپور، هنگ‌­کنگ و تایوان نیز در امان نماندند. در اواخر سال ۱۹۹۷ ارزهاى منطقه در سراشیبى سقوط قرار گرفت، در مالزى ۴۰ درصد%، تایلند ۵۰%، درصد، اندونزى ۶۰%، درصد، سنگاپور ۳۰% درصد و کره جنوبى ۵۰%. درصد از ارزش پول ملی‌‌شان کاسته شد.

سرمایه‌های کاغذی نخست به آهستگی و سپس به‌سرعت از این حوزه خارج شدند؛ مقامات کشورهای مذکور تلاش کردند تا برای دفاع از پول ملی، ذخایر را به بازارهای مالی سرازیر کنند؛ شرکت‌های داخلی و بانک‌هایی که تراز مالی خود را در نرخ‌های قبلی بسته بودند طی چند روز با دو برابر شدن بدهی‌های خارجی خود برحسب پول محلی مواجه شده و اکثراً ورشکست شدند؛ سفته‌بازان داخلی و خارجی سهام شرکت‌های بدهکار را در بورس‌های داخلی فروخته و عواید آن را به ارز تبدیل کردند. این اقدام، فشار بر بخش شرکتی و درنتیجه بخش مالی کشورهای موردبحث را تشدید نمود.

دولت‌های آسیایی ناچار بودند که اندوخته‌های ارزی خود را به خاطر حمایت از پول ملی خود تا سنت آخر مصرف کنند که این کار هراس اولیه را واقعیت بخشید. ظرف یک سال، شش‌صد میلیارد دلار- ثروتی که ده‌ها سال طول کشیده بود تا انباشت شود-به علت کاهش ارزش سهام از بازارهای آسیا ناپدید شد.

جنگ ارزی علیه کره جنوبی

گسترش بحران به کره جنوبی غیرمنتظره بود؛ زیرا این کشور قبل از بحران یازدهمین قدرت اقتصادی دنیا و عضو کلوپ OECD  شده بود؛ اما از ماه اکتبر تا پایان سال، وون به میزان ۴۷ درصد تضعیف شد. در آخر نوامبر ١٩٧٧ کره در حال ورشکستگی بود و ٣٨ میلیارد دلار از ذخایر ارزی آن کاسته شده بود. مقام‌های کره‌ای، میلیاردها دلار را در تلاش برای حمایت از پول ملی، هزینه کردند. بااین‌حال، ذخایر خارجی کره تقریباً در عرض چند هفته خالی شد. کارخانه‌ها یکی پس از دیگری ورشکست شدند، بانک‌ها با حجم انبوهی از وام‌های سررسید گذشته مواجه شده و فروریختند، نقدینگی خشک شد، سرمایه‌گذاران خارجی نزدیک به ۱۸ میلیارد دلار پول خود را از مملکت بیرون کشیدند و صدها هزار نفر شغل خود را از دست دادند. دولت تنها راه چاره را در کمک‌های «صندوق بین‌المللی پول»  دید.

درواقع به‌محض این‌که بحران شروع شد تعداد زیادی از قدرتمندان مالی، گفتند که به آسیا کمک نکنید. این نوع نگاه با دیدگاه یکی از بانک‌های عمده‌ی سرمایه‌گذار در وال‌استریت به نام «مورگان استنلی»[۱] سازگاری داشت. «جی پلوکسی»[۲] استراتژیست ارشد بانک مورگان اعلام کرد که آنچه ما در کره جنوبی نیاز داریم تداوم اخبار بد است. اخبار بد لازم است تا که فرایند تعدیل همچنان فعال باقی بماند.[۳]

دلایل جنگ ارزی علیه کره جنوبی

شاید بتوان دو مورد از دلایلی که قبل از وقوع جنگ ارزی سبب رشد جهشی اقتصاد ببرهای آسیا شد را به این صورت عنوان کرد که:

  • قبل از بحران، تملک زمین و خرید شرکت­های ملی برای خارجی‌ها ممنوع بود
  • واردات بسیاری از کالاها از ژاپن، اروپا و آمریکای شمالی ممنوع بود.

این وضع به مذاق بانک‌های سرمایه‌گذاری و شرکت‌های چندملیتی غرب و ژاپن چندان خوش نمی‌آمد: بازار مصرف آسیا جلوی چشمشان سریعاً رشد می‌کرد. ازاین‌رو، دور از انتظار نبود که در آرزوی دسترسی نامحدود به بازارهای آسیا برای فروش تولیداتشان باشند. همچنین حق خرید بهترین شرکت‌های کشورهای ببرهای آسیا را می خواستند-شرکت‌هایی مثل دوو، هیوندای، سامسونگ و ال‌جی- در نیمه‌ی دهه‌ی نود، دولت‌های آسیایی زیر فشار «صندوق بین‌المللی پول» «سازمان تجارت جهانی» قبول کردند که حد میانه را بگیرند: به این معنا که این موانع بخش مالی اقتصاد را از سر راه برداشتند. این کار موجب شد که‌ موجی از معاملات ارزی و سرمایه‌گذاری‌های خارجی انجام پذیرد.[۴]

تحلیل گران وال‌استریت فوراً بحران را فرصت مناسب دانستند که موانع باقیمانده محافظ بازارهای آسیا را، یک‌بار برای همیشه، بردارند. خصوصاً پلوسکی درباره‌­ی این منطق خیلی روراست گفت: اگر بحران به حال خود واگذاشته شود که گسترش یابد، کل ارزهای خارجی از منطقه تخلیه و شرکت‌های تحت مالکیت آسیا به‌ناچار تعطیل یا به مؤسسات غربی فروخته می‌شود؛ و این، در هر دو حال، به نفع مورگان استنلی است.[۵]

نقش صندوق بین‌المللی پول در جنگ ارزی علیه کره جنوبی

در ۲۱ نوامبر ۱۹۹۷، دولت کره جنوبی اعلام کرد درصدد دریافت وام اضطراری از صندوق بین‌المللی پول است. صندوق بین‌المللی پول پس از ماه‌ها بی‌عملی و وخیم‌تر شدن وضعیت بحرانی سرانجام با دولت‌ کره وارد مذاکره شد. در ۳ دسامبر ۱۹۹۷ دولت موفق به اخذ بزرگ‌ترین وام تاریخ به میزان ۵۸ میلیارد دلار گردید. این بیشترین مبلغی بود که صندوق بین‌المللی پول در تاریخ خود وام داده بود؛ اما صندوق بین‌المللی پول برای دادن وام به کره ۶ شرط اصلی و یک پیش‌شرط داشت که اقتصاد کره را نابود می‌کرد و شرایط اعلام شده به نفع ابرشرکت‌های بین‌المللی به‌خصوص آمریکا بود تا بتوانند بازار این کشور را تصاحب کنند. کاری که قبلاً به‌موجب قانون کره نمی‌توانستند انجام دهند و یکی از شرایط صندوق، باز کردن درهای اقتصاد کشور کره به روی تجارت آزاد جهانی بود.

شرایط صندوق بین‌المللی پول برای اعطا وام به کره جنوبی شامل فراهم کردن شرایط زیر در اقتصاد کره جنوبی می‌شد:

  • افزایش نرخ بهره از ۱۲% به ۳۰%
  • باز کردن بازار کره جنوبی بر روی تجارت آزاد (که به معنای از میان برداشتن محدودیت مالکیت خارجی و ورود کالای خارجی بود)
  • ارائه اطلاعات و نظارت بر برنامه‌ها (مالکیت امور مالی و نهادهای مالی بر عهده نهادهای مالی خارجی قرار گرفت)
  • بازسازی بخش مالی
  • ادغام شرکت‌های کره‌ای در هم
  • افزایش انعطاف‌پذیری بازار کار (تعدیل گسترده نیروی کار)

افزایش نرخ بهره موجب سقوط شرکت‌هایی شد که تا قبل از آن‌هم نمی‌توانستند بهره وام‌هایی که گرفته بودند را پرداخت کنند. باز کردن بازار کره روی کالاهای خارجی موجب شد که تولیدکننده‌های کره‌ای نتوانند با محصولات خارجی رقابت کنند و درنتیجه ورشکست شوند. با پذیرش شرط سوم کنترل نهادهای مالی کره جنوبی در اختیار نهادهای مالی خارجی قرار گرفت و کره استقلال اقتصادی خود را از دست داد. تعدیل نیروی کار موجب از بین رفتن اتحادیه‌های کارگری و افزایش نرخ بیکاری تا ۱.۳ میلیون نفر شد که بالاترین نرخ بیکاری بین کشورهای عضو OECD است. این بحران در میان مردم کره به بحران IMF معروف شده بود.

نقش صندق بین المللی پول در جنگ ارزی علیه کره جنوبی

«صندوق بین‌المللی پول» با تحمیل سیاست‌های لیبرالیستی در عرصه‌های اقتصادی و مساعد ساختن زمینه‌ها برای سرمایه‌گذاری‌های خارجی، شرایط را بیشتر در این عرصه برای سرمایه‌داران بزرگ آمریکایی و اروپایی آسان ساخت. به عقیدۀ «هربرت لوری»[۶] یکی از کارمندان مریل لینچ[۷]:

«باید وضع را مطالعه و بررسی کرد که تا چه اندازه هنوز هم قیمت‌ها پائین تر می‌آیند. سرمایه‌گذاران آمریکایی و اروپایی که در کمین اوضاع می‌باشند معتقدند که وضع در کره‌ی جنوبی، اندونزی و تایلند وخیم‌تر خواهد شد. قیمت سهام هنوز هم بیشتر سقوط خواهند کرد. آن‌ها به‌محض آنکه اطمینان حاصل کنند که بورس کشورهای آسیایی در پائین تریم نقطه سقوط نموده‌اند، مسابقۀ خریداری این نهادهای ورشکست شده، بین سرمایه‌داران آمریکایی و اروپایی آغاز خواهد گردید.»[۸]

پس‌ازآن که صندوق بین‌المللی پول ببرهای آسیا را به کنار گذاشتن عادات و روش‌های مرسوم خود وادار کرد، اکنون آن‌ها آماده تولدی نو به سبک «مکتب اقتصادی شیکاگو» بودند: خدمات اساسی خصوصی‌سازی شده، بانک‌های مرکزی مستقل از دولت، هزینه‌های اجتماعی پایین و البته تجارت کاملاً آزاد.

نتیجه‌­ی دخالت‌های صندوق بین‌المللی پول، خروج بیشتر پول به‌جای بازگشت سرمایه و حمله­‌ی شدیدتر به ارزهای کشورهای آسیا بود. کره روزانه یک میلیارد دلار از دست می‌داد و اوراق قرضه‌اش به «اوراق قرضه‌ی بنجل» تنزل رتبه یافت. (مخصوص شرخرهای مالی) کمک صندوق بین‌المللی پول بحران را به فاجعه کشاند. هزینه‌های انسانی ناشی از سیاست‌های تجویزی صندوق بین‌المللی پول در آسیا خانمان‌برانداز بود. «سازمان بین‌المللی کار»[۹] برآورد می‌کند که در این دوره ۲۴ میلیون نفر شغل خود را از دست دادند.[۱۰]

«جفری گارتن»[۱۱]، رئیس «دانشکده مدیریت ییل»[۱۲] و معاون وزارت بازرگانی وقت ایالات‌متحده، پیش‌بینی کرده بود که:

 «با تکمیل کار صندوق، «آسیایی کاملاً متفاوت به وجود خواهد آمد، آسیایی که مؤسسات آمریکایی نفوذی به‌مراتب بیشتر در آن دارند و دسترسی بیشتری به آن پیدا می‌کنند»[۱۳]

 ظرف دو سال چهره‌ی بیشتر کشورهای جنوب شرق آسیا کاملاً تغییر پیداکرده بود، جای صدها نام تجاری داخلی را نام شرکت‌های بزرگ چندملیتی غربی گرفته بود. روزنامه نیویورک‌تایمز آن اوضاع را «بزرگ‌ترین حراجی جهان به علت تعطیلی کسب‌وکار» نامید.[۱۴]

نقش صندق بین المللی پول در جنگ ارزی علیه کره

کره جنوبی روزی را که موافقت‌نامه اخذ کمک‌های «صندوق بین‌المللی پول» را امضاء کرد، به نام روز حقارت ملی یاد می‌کند. در ابتدای سال ۱۹۹۷ کره جنوبی در شماره ده کشور قدرتمند اقتصادی- صنعتی جهان بود اما در پایان سال ۱۹۹۷ به مقام بیستم جدول تنزل کرد.

 

طلا؛ ناجی کره جنوبی

دولت بدون اتلاف وقت به تأمین مالی برای بازپرداخت وام مشغول شد و در تاریخ ۵ ژانویه ۱۹۹۸ کمپینی را راه انداخت که یکی از بالاترین نمایش‌های وطن‌پرستی و ازخودگذشتگی تاریخ محسوب می‌شود. در آن زمان تخمین زده می‌شد که خانوارها معادل حدود ۲ میلیارد دلار طلا در قالب گردنبند، سکه، شمش، مدال و …در خانه‌های خود نگهداری می‌کنند که به دلیل عشق زیاد به طلا غالباً دارای ارزشی فراتر از معادل پولی برای آن‌ها بود.

در سال ۱۹۹۸طلا به کمک کره آمد. نزدیک به ۳.۵ میلیون نفر معادل یک‌چهارم جمعیت کره جنوبی- داوطلبانه در کمپینی شرکت کردند و به کمک کشورشان آمدند. مردم روی لباس‌های خود شعار «بیایید با جمع‌آوری طلا بر بحران واحد پول خارجی غلبه کنیم» را نوشتند. در آن زمان هر فرد به‌طور متوسط ۶۵ گرم طلا برای نجات اقتصاد کره اهدا کرد. ظرف کمتر از دو ماه، ۲۲۶ تن طلا به ارزش ۲.۲ میلیارد دلار جمع‌آوری شد که تمامی آن ذوب و در قالب شمش به صندوق بین‌المللی پول تحویل داده شد. مردم و مقامات از سفرهای خارجی حتی برای درمان انصراف دادند و دانشجویان ارز بگیر از کشورهای خارجی برگشتند. ماشین‌های خارجی به فروش رسید تا جایی که قیمت آن‌ها به کمتر از یک‌دهم کاهش یافت. پوشیدن لباس‌های فاخر ازنظر اجتماعی مردود شد و زندگی مردم بر اساس تعالیم کنفوسیوس به‌عنوان قوی‌ترین اسلحه برای مبارزه با بحران اقتصادی به کار گرفته شد تا این کشورها بتوان ظرف مدت ۵ سال از بحران عبور کنند.

فیلم default

فیلم Default

فیلم «نکول» (Default) درباره تجربه جنگ ارزی علیه کره جنوبی در سال ۱۹۹۷، ساخته شده است. همان سالی که کشورهای جنوب شرق آسیا به رهبری آمریکا و نهادهای مالی بین‌المللی نظیر صندوق بین‌المللی پول تحت حمله جنگ ارزی و جنگ مالی قرار گرفتند. این فیلم به خوبی توانسته نقش صندوق بین‌المللی پول در تشدید جنگ مالی کره جنوبی، کاهش ارزش پول این کشور و تبعات خانمان‌سوز این جنگ را به تصویر بکشد.

این فیلم را می‌توانید در کانال آپارات جنبش مقامت در جنگ ارزی مشاهده کنید.

دانلود زیرنویس فیلم

 


[۱] Morgan Stanley

[۲] Jay Pelosky

[۳] milkeninstitute: global overview

[۴] کلاین، نائومی، دکترین شوک، ترجمه مهرداد شهابی، تهران، انتشارات کتاب آمه

[۵] milkeninstitute: global overview

[۶] Herbert Lurie

[۷] Merrill Lynch

[۸] کلاین، همان

[۹] International Labour Organization

[۱۰] کلاین، همان

[۱۱] Jeffrey Garten

[۱۲] Yale school Management

[۱۳] NYTimes: Worsening Financial Flu in Asia Lowers Immunity to U.S. Business, February 1, 1998.

[۱۴] NYTimes: The World’s Biggest Going-Out-of-Business Sale