تحلیل جنگ ارزی و مدیریت بحران ارزی

تحلیل جنگ ارزی و بحران ارزی

اختصاصی جنبش مقاومت در جنگ ارزی

در این نوشتار تفاوت جنگ ارزی از بحران ارزی بیان می‌شود. بخش بزرگی از جنگ اقتصادی، جنگ روانی است. نقش عملیات روانی در جنگ ارزی ۹۶-۹۷ نیز بررسی می‌شود.


تفاوت جنگ و بحران

اقتصاد ما درگیر بحران صرف نیست، بلکه این بحران، دو وجه داخلی و خارجی دارد که بخش خارجی تهدید است. هنگامی که ضربات دشمن خارجی متوجه آسیب‌های داخلی می‌شود، نوعی تقابل پدید می‌آید.

ازنظر سیستمی، بحران زمانی آغاز می‌شود که ثبات و بقاء سیستم با چالش روبرو شود. اگر بقاء و ثبات در یک سیستم (اقتصاد) با تهدید مواجه شود، آن سیستم دچار بحران[۱] شده است. منشأ بحران نیز می‌تواند داخلی، خارجی، طبیعی و غیرطبیعی باشد که روند انتقال سیستم از شرایط بحران به عادی را مدیریت بحران می‌گویند.

اما «جنگ»[۲] یا به تعبیری «منازعه»[۳] که افراد زیادی در طول تاریخ مانند هراکلیتوس، کلازویتس، سان‌تزو و…. به چیستی، چرایی و چگونگی آن پرداختند زمانی مطرح می‌شود که مقابل شما متخاصم و دشمنی وجود داشته باشد که منافعش در سطح تاکتیکی و وجودش در سطح استراتژیکی در تقابل با منافع و وجود شما قرار بگیرد. هنگامی‌که از دشمن صحبت می‌کنیم، منظور کسی است که «هست» خود را تابع «نیست» شما می‌داند و تقابل بر سر هست و نیست جنگ را رغم می‌زند.

هر جنگی در شرایط وخیم ‌می‌تواند به بحران منتج شود چون ممکن است «بقاء» را تهدید کند؛ اما هر بحرانی لزوماً ریشه در منازعه ندارد. نگاه «مدیریت بحران»[۴] با نگاه «مهندسی منازعات» متفاوت است و انتخاب هرکدام در برخورد با یک مسئله واحد، نتیجه متفاوتی را حاصل می‌کند.

اگر به اقدامات آمریکا در نابودی ارزش ریال به‌عنوان یک بحران نگاه کنیم و نه جنگی حساب‌شده، نوع رویکردهایی هم که با این فرض غلط اتخاذ می‌کنیم، نتیجه نامطلوب را حاصل می‌کند.

مقامات رسمی و غیر رسمی پنتاگون، وزارت خزانه‌داری، کاخ سفید و اندیشکده‌های آمریکایی چندین بار اعلام کردند که ما علیه ایران جنگ ارزی به راه انداختیم و ارزش پول ملی آن‌ها را نابود کردیم.

 

تحلیل جنگ و مدیریت بحران ارزی

این روزها شرایط ارز بازهم به هم ریخته و هیچ ثبات و یا حتی تعادلی دیده نمی‌شود. سال گذشته در همین ایام بود که وارد جنگی یک ساله علیه ریال شدیم و نبردهای سنگینی را علیه ارزش پول ملی پشت سر گذاشتیم.

اسفند ماه ۱۳۹۶، دغدغه ما دلار ۵۰۰۰۰ ریال بود و اسفند ماه ۱۳۹۷ دلار ۱۴۰۰۰۰ ریال است. رئیس بانک مرکزی در این سال تغییر کرد و معاون ارزی این سازمان دستگیر شد.

انواع ترفندهای ارزی از جمله نرخ ارزی شناور، عملیات بازار باز، سیاست انبساطی-انقباضی، مدل سبد دارایی، حراج ذخایر طلا، سیاست تک‌نرخی و …. اجرا شد.

بارها رهبر انقلاب از مفهوم جنگ اقتصادی استفاده کردند ولی چون هیچ یک از مسئولین کلان بانکی کشور، دید نظامی به اقتصاد نداشتند از همان قواعدی استفاده کردند که در دانشگاه آموخته بودند و هیچ‌گاه از خود نپرسیدند که «اگر جنگ ارزی علیه ما در حال وقوع است و دشمن هم به این قواعد آشناست؛ آیا استفاده از آن درست است!؟»

اگر شرایط اقتصاد، جنگی است پس مسئولین اقتصادی هم باید بر دانش نظامی مسلط باشند. قبل از هر جنگی فرماندهان سناریوهای محتمل را بررسی می‌کنند و سپس اقدام به کنش نظامی می‌کنند. فرماندهان جنگ اقتصادی دشمن پیش از آغاز حمله تصمیمات ما را مطالعه کردند و می‌دانستند که ما در شرایط وخیم چگونه اقدام می‌کنیم و برای هر یک بدلی در نظر گرفته‌اند.

جیمز ریکاردز رسما در دو فصل اول کتاب «جنگ ارزی» اذعان می‌کند که در پنتاگون بازی جنگی را انجام داده‌اند که موضوع آن متفاوت از مباحث نظامی بود؛ یعنی اقتصاد

«بازی جنگ» نوعی شبیه‌سازی سناریوهای جنگ واقعی است که مبتنی بر نیت، توان و اراده دشمن، صورت می‌گیرد. این کار با هدف تبیین آیین اقدام متجاوز برای تحقق اشراف اطلاعاتی هوشمند انجام می‌شود.

بزرگ‌ترین اشتباه مسئولین اقتصادی، اتخاذ رویکرد متقارن به جای استراتژی جنگ نامتقارن در مصاف با حملات اقتصادی آمریکا به بازار ارز بود؛ با لیبرالیسم نمی‌شود به مصاف لیبرالیسم رفت.

رفته رفته بعد از اسفند ماه ۹۶ تا به امروز بازار ارز التهاب بیشتری می‌گرفت و شرایط از تنش خارج و به بحران نزدیک‌تر می‌شد. تشنج[۵] ناشی از جنگ ارزی تمامی اقتصاد دلار زده‌ی ما را تحت تاثیر قرار داد و  بانک مرکزی توانایی کنترل را نداشت. علاوه بر جنگ، مدیران ارزی نشان دادند که در مدیریت بحران هم موفق نیستند، چرا که اساسا در اقتصاد لیبرالیستی این مفاهیم مورد بررسی قرار نمی‌گیرد.

استادان لیبرال اقتصاد نیز که هر کدام مشاور و یا نقشی در تصمیمات دولتی داشتند (مانند نیلی، طبیبیان، رنانی و …) نشان دادند که در مواجهه با چنین شرایطی برگ برنده‌ای در چنته ندارند.

تثبیت شرایط تنش‌زا در بازه‌ی زمانی یک‌ساله، موجب افزایش قیمت کالاهای وارداتی و تزریق تورم به اقتصاد کشور شد.

در تمام طول این اتفاقات، عملیات روانی دشمن به صورت همزمان در جریان بود و سعی بر جلوگیری از برگشت آرامش به بازار ارز می‌شد.

دشمن آرام آرام، آماده می‌شد تا در گام دوم، بحران را از فاز اقتصادی به فاز سیاسی در مکعب بحران انتقال دهد و مقدمات تغییر رژیم را فراهم کند.

طلا لنگرگاه کشور در جنگ ارزی

در تاریخ جنگ‌های ارزی جهان، کشوری پیروز نشده مگر آن‌که قدرت طلا را در اختیار گرفته است. طلا به مانند نیروی احتیاطی می‌باشد که در مواقع خطر، پول کشور که ۹۰ درصد اقتصاد است را نجات می‌دهد.

در طول سال ۹۷ همچنان که قیمت دلار افزایش پیدا می‌کرد، نیروی احتیاط که طلا بود نیز با توطئه‌ای در بانک مرکزی و بانک کارگشایی، از خزانه کشور بیرون کشیده شد؛ به گونه‌ای که در طول شش ماه، ۶۰ تن طلا از ذخایر ملی طلای کشور خارج شد. در تجربه‌ی مالزی، هنگامی که پول این کشور در بازه‌ی زمانی بسیار محدودی دچار فروپاشی شد، ماهاتیرمحمد نخست وزیر این کشور علاوه بر ذخایر ملی طلا، با فراخوان سراسری که داد توانست طلاهای زینتی خانواده‌های مالزیایی را جمع کند و با تجمیع آن‌ها، اقتصاد مالزی را از نابودی نجات دهد.[۶]

در زمان احمدی‌ نژاد، با تاکید رهبر انقلاب حجم قابل توجهی طلا به ذخایر بانک مرکزی افزوده شد تا با وخیم‌تر شدن اوضاع بتوانند با استفاده از آن ریال را نجات دهند اما در جنگ ارزی ۹۷، طلایی که قرار بود ناجی پول ملی باشد توسط بانک مرکزی آقای سیف در شش ماه به بهانه تعادل قیمت، وارد بازار شد که بعدها مشخص شد عوامل وزارت خزانه‌داری حجم قابل توجهی از آن را، از برخی شهرهای مرزی مانند کردستان خارج کردند.

از زمان اتخاذ این تصمیم تا به امروز قیمت طلا نه تنها کاهش پیدا نکرده بلکه روند افزایشی داشته است و طبق اعلام سازمان‌های امنیتی چندین باند سازمان یافته قاچاق که قصد خارج کردن حجم عظیمی طلا را از کشور داشتند شناسایی و منهدم شدند. حفظ ذخایر طلا، مسئله‌ای صرفا اقتصادی نیست بلکه تاثیر مستقیم بر حفظ امنیت ملی یک کشور دارد.

جایگاه عملیات روانی در جنگ ارزی

پول ملی روز به روز بی ارزش‌تر می‌شد و تورم نیز که پیامد غیرقابل اجتناب آن بود به اقتصاد کشور تزریق می‌شد و آمریکا با اپوزسیون امید به آن داشتند که بتوانند بحران را از فاز اقتصادی به سیاسی منتقل کنند و بر اثر فشار مردم به خیابان‌ها بکشند.

همان‌طور که در مستند ایستگاه پایانی دروغ دیدید انتظار داشتند که در ۱۷ دی ماه ۹۷ مانند ۹۶ تجمعات خیابانی آغاز شود و مطالبات دیگر رنگ و بوی اقتصادی نداشته باشد.

همواره در تاریخ جنگ، عملیات روانی به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از یک جنگ تمام عیار بوده است، حال این جنگ اقتصادی باشد یا سیاسی یا نظامی؛ فرقی نمی‌کند اقدام روانی جزء لاینفک منازعه است.

به صورت مداوم در سایت‌ها و کانال‌های تلگرامی سعی می‌کردند که شرایط را ملتهب نگه‌دارند و از طرفی هم آمریکا نیز بلوف افزایش بیشتر تحریم‌ها را می‌زد تا نا آرامی ادامه‌دار شود.

باید به یک نکته توجه داشته باشیم که در بحث جنگ اقتصادی بسیاری از ادعاهای آمریکا در حد لاف و شوی رسانه‌ای است و بیشتر از آنکه از جنگ اقتصادی سود ببرند از اثر رسانه‌ایِ ادعاهای کذب خود بهره برداری می‌کنند.

رهبر انقلاب در دیدار با خبرگان فرمودند بخش عظیم جنگ اقتصادی جنگ رسانه ای است. خدا هم در قرآن می‌فرماید جهنمیان وقتی ابلیس را می‌بینند به ملائکه می گویند همین فرد بود که ما را اغوا کرد شیطان هم در پاسخ می گوید من فقط دعوت کردم (یعنی همان جنگ رسانه‌ای) شما خودتان بودید که لبیک گفتید!

شایعه در جنگ ارزی با استفاده از قواعد ژنرال دکتر جوزف گوبلز وزیر تبلیغات دولت رایش آن‌طوری که هیتلر در کتاب «نبرد من» به آن اشاره کرده است، جزء مهم حملات ارزی دشمن به ما بود.

شایعه در جنگ ارزی

آدولف هیتلر در کتاب نبرد من، می‌گوید مردم شکست آلمان در جنگ جهانی اول را به این دلیل پذیرفتند که یهودی‌ها دارای نفوذ در مطبوعات از شایعه استفاده کردند.  از نظر وزیر تبلیغات او یعنی گوبلز این روش مستلزم آن است که دروغ چنان عظیم باشد که هیچ‌کس باور نکند که «کسی آنقدر گستاخ باشد که چنین بی‌شرمانه حقیقت را تحریف کند». اولین اصل شایعه یعنی دروغ بزرگ در این جمله معروف او آمده است (که برخی می‌گویند صاحب آن گوبلز است): «در دروغ بزرگ همواره نیروی قابل باور بودن مطرح است».

آن‌چنان به دروغ القاء کردند که دلار به بالای ۲۵ هزارتومان خواهد رسید تا همه باور کنند که عدم رخ داد چنین اتفاقی غیر ممکن است و همگی برای حفظ ارزش پول خود به صف‌های خرید دلار مراجعه کنند که با فرض «اثر پروانه‌ای» و کم شدن عرضه، دلار افزایش و ریال فروبپاشد.

با این منطق توانستند حدود دو روز دلار را به بالای ۲۰ هزارتومان برسانند ولی عدم توانایی در حفظ دورتک باعث سیر نزولی شد تا آن که در کانال ۱۲ هزارتومان توقف چند هفته‌ای داشت. اما با مدیرت بحرانی ناقص شرایط پایدار نماند.

دلار به کانال ۱۲ هزارتومان رسید ولی مسئولین بانک مرکزی نتوانستند آن را حفظ کنند و بعد از مدتی روند افزایشی دوباره آغاز شد و تا ۱۴ هزارتومان ادامه داشت.

شاید یکی از دلایل عدم موفقیت مسئولین بانکی از بعد استراتژیک آن بود که طبق اعلام عبدالناصر همتی و برخی از مقامات شورای پول و اعتبار، آن‌ها تنها یک نیت داشتند و آن این بود که می‌خواستند فقط قیمت دلار را ثابت نگه دارند و آن را بعد از ماه‌ها افزایش به پایین برنگردانند. روحانی نیز در سخنانی اعلام کرد که در شرایط عادی قیمت دلار باید ۶ هزارتومان می‌بود ولی به علت تحریم‌ها چنین نشده است.

دلاری که با اذعان رئیس جمهور ۶ هزارتومان باید می‌بود، چرا همتی و بانک مرکزی اصرار داشتند و دارند که در ۱۲ هزارتومان ثابت بماند و روند کاهشی پیدا نکند!؟ آیا این تصمیم ثبات نرخ موفقیت آمیز بود!؟ آیا ادامه دادن آن، اقدام درستی است!؟

آرنُلد توئین‌بی استراتژیست انگلیسی در جمله‌ای معروف می‌گوید:

«اندیشه‌ای(نیرویی) که حالت تدافعی بگیرد، لزوما سر جای خود نمی‌ماند، لاجرم مجبور به عقب‌نشینی می‌شود»

حفظ ارز در کانال ۱۲ هزارتومان و سپس ۱۴ هزارتومان، هیچ‌گاه امکان پذیر نخواهد بود. مادامی که همه‌ی تلاش ساختار اقتصادی تثبیت نرخ ارز، به جای رویکرد تهاجمی و کاهش قیمت آن باشد، پیروزی‌ای متصور نیست؛ باید از اشتباهات یک‌سال گذشته خود عبرت بگیریم.

در اقدام نامتقارن بهترین استراتژی آن است که اصلا بتوانیم زمین بازی را از اقتصاد تغییر دهیم ولی هنگامی که همه‌ی توان دشمن متوجه این بخش است، باید در این زمین با قواعد خود و البته غیرقابل پیش‌بینی بازی کنیم. اصرار بر تثبیت نرخ ارز در یک نقطه نمی‌تواند در برابر شوک‌های تاکتیکی و استراتژیکی دوام بیاورد؛ ما باید در جهت کاهش نرخ ارز برنامه‌ریزی و حرکت کنیم تا در بدترین حالت هم در موضع خود ثابت بمانیم و هم ضد تورمی باشیم. تثبیت نرخ در یک کانال ثابت را چندین بار امتحان کردیم و موفق نشدیم؛ دشمن ما در خزانه‌داری رفتار اقتصادی ما را مطالعه کرده و می‌داند که برای ما نگه‌داشتن ارز در یک محدوده مطرح است نه کاهش آن، لذا بدل می‌زند.

بانک مرکزی باید از تئوری‌ و روش‌های پوسیده اقتصادی از جمله «بازار آزاد» یا «عملیات بازار باز» دست بردارد و استراتژی‌های مناسبی از جمله ماکرو استراتژی کاهش نرخ را در برابر هجمه دلار اتخاذ کند تا رویکردهای عملیاتی سمت و سویی مناسب بگیرند.


[۱] crisis

[۲] war

[۳] برای آشنایی بیشتر با مفهوم منازعه به جلسه ۹۷ کلبه کرامت مراجعه بفرمایید:

[۴] برای آشنایی بیشتر با تعریف بحران و مدیریت آن به جلسه ۴۵ کلبه کرامت مراجعه بفرمایید:

[۵] شرایط تشنج در مدیریت بحران به شرایطی گفته می‌شود که ثبات یک سیستم متوجه خطر شود. چهار حالت برای یک سیستم متصور است که به ترتیب عبارتند از انسجام، تعادل، ثبات و بقا. هنگامی که حالت سوم سیستم دچار تهدید شود یعنی سیستم در حال تشنج کردن می‌باشد.

[۶] رجوع کنید به:

  تجربه­‌ی-مالزی-در-جنگ-ارزی/currency-war.ir