دست نامرئی یازار

برخی از ابعاد اقتصاد آدام اسمیتی

رهبر معظم انقلاب در دیدار با دانشجویان در کرمانشاه در مهر سال ۱۳۹۰ به اقتصاد آدام اسمیتی اشاره کردند:

«این مفاهیمی که گفته شد – مفهوم عدالت، مفهوم آزادی، مفهوم تکریم انسان – با معانی اسلامىِ خودش مورد نظر ماست، نه با معانی غربی خودش. آزادی در منطق اسلامی معنائی دارد، غیر از آن معنائی که آزادی در منطق غرب دارد. تکریم انسان، احترام به انسان، ارزش دادن به انسانیتِ انسان در مفهوم اسلامی مغایر است با این مفهوم در معنای غربی و تلقی غربی. یکی از مشکلات ما در طول این سال‌ها این بوده که افرادی آمده‌اند مفاهیم اسلامی را با مفاهیم غربی ترجمه کرده‌اند، حرفهای غربی‌ها را تکرار کرده‌اند، دنبال تحقق آن‌ها بودند؛ در حالی که انقلاب اسلامی برای این نیست. آزادی غربی در زمینه‌ی اقتصاد، همین مطالبی است که می‌بینید؛ همین «اقتصاد آدام اسمیتی» و رسیدن به این وضع دیکتاتوری اقتصادی موجود دنیا، که الان دارد انحلال و فروریختگی خودش را بتدریج نشان می‌دهد. مراد ما از آزادی که این نیست. آزادی انسانی به معنای آزادی اخلاقىِ بیبندوبارىِ فرهنگىِ غربی نیست. ما نباید برای اینکه خودمان را در چشم غربی‌ها شیرین کنیم، دم از حرفی بزنیم که آن‌ها می‌زنند؛ که حرفِ غلط است، باطل است و امروز دارد بطلان خودش را نشان می‌دهد. ما از احترام به انسان، احترام به زن حرف می‌زنیم؛ این نبایستی اشتباه بشود با آنچه که در غرب در زیر این مفاهیم ترجمه می‌شود و گفته می‌شود و بیان می‌شود. مفاهیم اسلامی مورد نظر است؛ عدالت با معنای اسلامی خود، آزادی با معنای اسلامی خود، کرامت انسان با معنای اسلامی خود؛ که این‌ها همه در اسلام روشن است، مبیّن است. غربی‌ها هم برای خودشان یک حرف‌هائی دارند. در این زمینه‌ها، در این ارزش‌گذاری، راه آنها، راه کج و منحرفی است.».[۱]

دست نامرئی بازار

۲۴ مهرماه سالگرد این سخن تاریخی امام خامنه‌ای علیه اقتصاد آدام اسمیتی است؛ اما این اقتصاد چه ویژگی‌ها و ابعادی دارد؟

دست نامرئی یکی از مفاهیم کلیدی و اساسی اقتصاد مدرن به‌حساب می‌آید که در تئوری‌های اقتصادی نقش مهمی ایفا می‌کند. البته امروزه نظام کاپیتالیسم که بن‌مایه‌ی آن را بازار آزاد شکل‌ می‌دهد با بحران جدی مواجه شده، ازاین‌رو دست نامرئی دچار رعشه و ازکارافتادگی شده است. اقتصاددانان می‌گویند این دست نامرئی، تقاضا و عرضه را مدیریت می‌کند و آن‌ها را به تعادل می‌رساند.

قبل از کینز، تأکید بر اصالت طرف عرضه بود. سپس کینز آمد اصالت را به بخش تقاضا داد و گفت که این بخش باید مدیریت شود. البته در اقتصاد کلان گفته نمی‌شود که مدیریت این تقاضا چگونه صورت می‌گیرد، اما در مباحث روانشناسی شخصیتی مطرح است به نام فروید. او خواهرزاده‌ای دارد به نام ادوارد برنایز. این شخص با استفاده از نظرات دایی‌اش که انسان را به دو بعد عقلانی و غیرعقلانی تقسیم می‌کرد و بُعد غیرعقلانی را غالب بر بُعد عقلانی می‌دانست، نظریه داد که باید شرکت‌های تولیدکننده، بُعد غیرعقلانی را مدیریت کنند تا تقاضا کنترل شود؛ یعنی با مدیریت ذهن، آمد محصولات آن‌ها را بفروشد. این مباحث در مستند قرن خود که توسط شبکه بی‌بی‌سی پخش‌شده، به‌طور کامل مطرح‌شده است. لذا نکته مهم در نظریه کینز، کاری است که توسط برنایز انجام شد یعنی مدیریت ذهن‌ها برای افزایش طرف تقاضا.

لذا آنچه اسمیت به‌عنوان دست نامرئی کنترل‌کننده بازار مطرح کرد، یکی‌اش دستی است که ذهنیت‌ها را کنترل می‌کند برای مدیریت تقاضا، اما دست‌دوم دستی است که عینیت را کنترل می‌کند برای مدیریت عرضه.

این دست، قبل از پیمان برتون وودز که دلار پشتوانه داشت، زیاد مطرح نبود. مانی (پول) مولفه‌ای بود که چندان دست‌کاری و کم‌وزیاد نمی‌شد؛ اما با توجه به مشکلات دهه ۷۰ و تورم رکودی دوباره طرف عرضه اهمیت یافت. در دهه ۱۹۳۰ برخی کشورها خود را از قید طلا آزاد کردند؛ اما بعد از جنگ دوم، در ۱۹۴۴ برتون وودز مقیدشان کرد. سپس در ۱۹۷۱ نیکسون به برتون وودز پشت پا زد و پشتوانه طلا را از دلار برداشت و خود دلار را پشتوانه بقیه پول‌ها کرد.

درواقع دست نامرئی اسمیت این دو تا شده است. الآن دو دست داریم که به ترتیب تقاضا و عرضه را کنترل می‌کنند: پروپاگاندا و کارنسی. درواقع، کار دست نامرئی این است که با تبلیغات، نیازهای کاذب ایجاد کند و تقاضا را مدیریت کند و سپس فرد را وادار کند که به‌جای تقاضای کالا، پول را تقاضا کند. آنگاه از طریق سیستم پولی، عرضه و تقاضا رقم می‌خورد.

این چرخه، چرخه‌ای است که مدام درباره افراد جامعه لیبرال که سوداگر می‌شوند، رخ می‌دهد. کار این چرخه به‌جایی رسیده است که امروزه در جوامع لیبرالی (تقریباً همه جهان، چراکه حتی ایران هم سیستم لیبرالیسم را رسماً پذیرفته است) به‌ندرت می‌توان از طریق کار کردن، ثروت به دست آورد. بلکه عمدتاً پول است که کار می‌کند و باعث ایجاد ثروت می‌شود.

اقتصاد آدام اسمیتی

اقتصاد قرآنی

این‌ها بخشی از شاکله اقتصاد مدرن هستند؛ اما اقتصاد قرآنی چنین نیست، بلکه هم در امور فنی و هم در نگاه پارادایمی از اقتصاد مدرن متمایز است. در اقتصاد قرآنی، اولاً یدالله که دست مرئی خداست، مناسبات و روابط را شکل می‌دهد، نه دست نامرئی؛ ثانیاً در اینجا هرکسی رزقی دارد که خداوند آن را به او می‌رساند. در این فرایند اگر آن رزق انفاق شود، خداوند در اثر انفاق، به وجود فرد برکت می‌دهد. لذا او سعه وجودی و شرح صدر پیدا می‌کند.

این فرایندی که در بیع قرآنی وجود دارد، کاملاً پارادایم و وادی مفهومی را تغییر می‌دهد. طبق آیه ۶۴ سوره مائده، وقتی در نظام بیع قرآنی هستیم و آن را رقم می‌زنیم، دست خدا که بالای همه دست‌هاست، رزق و برکت را برای ما به ارمغان می‌آورد. این سیستم می‌تواند پاسخی باشد به یهود که با نظریات اقتصادی‌شان گفتند دست خدا بسته است درحالی‌که دست خدا باز است و طبق مشیت‌اش رزق را قبض و بسط می‌دهد:

وَ قَالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللَّهِ مَغْلُولَهٌ غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ وَ لُعِنُوا بِمَا قَالُوا بَلْ یَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ یُنْفِقُ کَیْفَ یَشَاءُ.

برای اطلاعات بیشتر می‌توانید جلسه ۴۷۹ کرسی نظریه‌پردازی کلبه کرامت با موضوع «دست نامرئی بازار و یدالله» را ببینید:

kolbeh-keramat.ir/Sessions/Single/395


[۱] بیانات امام خامنه ای در دیدار با دانشجویان کرمانشاه در ۲۴/۷/۹۰