آینده دلار آمریکا

آینده دلار آمریکا پس از معامله‌ی ایران با جهان

آینده دلار آمریکا پس از معامله‌ی ایران با جهان

نویسنده: مایکل بی گرین‌والد

منتشر شده در اندیشکده بلفر

The Future of the U.S. Dollar in a Post Iran Deal World

 ۲۶ اکتبر ۲۰۱۸

ترجمه اختصاصی توسط جنبش مقاومت در جنگ ارزی


اعلامیه‌ی اتحادیه اروپا در سپتامبر ۲۰۱۸ مبنی بر این که در واکنش به عقب‌نشینی آمریکا از برجام، اقدام به ایجاد یک کانال خاص پرداخت‌های پولی می‌کند، یک‌بار دیگر مساله نقش دلار آمریکا در نظم اقتصاد بین‌الملل را مطرح می‌کند. ذیل بحث مکانیسم‌های پرداخت جایگزین، سوالی منطقی درباره‌ی تاثیرات منفی سیاستمداری اقتصادی زورگویانه‌ی آمریکا بر وضعیت دلار آن به عنوان ارز پیشرو در ذخایر جهانی وجود دارد.

برخی معتقدند که اگر ایران به سمت معاملاتِ مبتنی بر یورو تغییر جهت دهد، می‌تواند منجر به تغییر گسترده‌تری در کشورهای صادرکننده انرژی شود که در نهایت همان‌طور که به تأثیر تحریم‌های یکجانبه ایالات‌متحده در آینده صدمه وارد می‌کند، ارزش دلار را به‌عنوان ارز ذخیره تضعیف خواهد کرد.

با این حال، ویلیام ریچ[۱]، از اعضای شورای روابط خارجی و دیپلمات سابق وزارت خزانه‌داری آمریکا در امارات‌متحده‌عربی، استدلال می‌کند که:

«مکانیزم پیشنهادی پرداخت اروپا غیرعملی است زیرا این مکانیسم به فرایندی ناکارا و پرهزینه می‌ماند و نمی‌تواند تضمین کند که در این زمینه، حمایت شرکت‌های اروپایی از تحریم‌های آمریکا، لطمه‌ی حیثیتی و یا سوء استفاده ایران رقم نخورد. این مکانیسم صرفاً به عنوان تبلیغاتی عمومی برای ایرانی‌ها بسیار مؤثر است که اروپا در تلاش برای مقاومت در برابر فشار آمریکا است.»

در واقع، نقش دلار آمریکا به عنوان ارز ذخیره جهانی بیشتر تحت‌تاثیر نیروهای بازرگانی و اقتصادی قرار دارد، نه سیاست. استفاده از تحریم‌ها یک ابزار فوق‌العاده بوده‌ و ازطرفی قطعاً دلایلی وجود دارد که چرا استفاده بیش از حد از تحریم‌ها مشکل‌ساز است، اما سرعت یافتن کاهش دلار به عنوان ارز ذخیره جهانی، نگرانی مهمی نیست. بسیاری از ناظران خودی نگران سبقت گرفتن یورو از دلار آمریکا نیستند.

شرط لازم یک واحد پول برای اینکه ارز ذخیره جهانی شود، ثبات سیاسی کشوری است که حامی آن ارز است که در این زمان در اتحادیه اروپا وجود ندارد. برخی ناظران بیشتر نگران رنمینبی (یوآن چین) نسبت به یورو هستند. آدام اسمیت[۲]، یکی از مقامات ارشد پیشین وزارت خزانه‌داری، تاکید کرد: «اگرچه دلار آمریکا در حاشیه توسط تسویه‌ی بانکی یوآن و سایر فرایندهای تجاری محلی –که بخاری از آن‌ها بلند می‌شود- به چالش کشیده می‌شود، نقش مرکزی آن در امور مالی جهانی هم‌اکنون بی‌نظیر است.»

علاوه بر این، یکی از مقامات ارشد تحریم‌های خزانه‌داری آمریکا و عضو ارشد غیردائمی شورای آتلانتیک، برایان اُ. تول[۳]، خاطرنشان ساخت:

«در حالی که استفاده بیش از حد تحریم‌ها ممکن است سایر کشورها را مجبور به ایجاد مکانیسم‌های آزاد از نفوذ آمریکا نماید، هرگونه فرسایش نقش جهانی دلار آمریکا بیش‌از آنکه به استفاده بیش از حد از یک ابزار سیاسی ایالات متحده بستگی داشته باشد، به عوامل اقتصادی بسیار بزرگ‌تری مانند نقدینگی و سرعت گردش پول وابسته است.»

در حالی که آمریکا گزینه‌های خود را با توجه به پرونده خاشقچی در نظر می‌گیرد، عربستان‌سعودی در واکنش به فشار آمریکا می‌تواند در بلندمدت از قیمت‌گذاری دلاری دور شود و واحد پول دیگری به ویژه رنمینبی را به‌عنوان مکانیسمی برای ارزش‌گذاری صادرات نفت خود در نظر بگیرد. اسمیت همچنین خاطرنشان کرد:

«با این وجود، مرگ مرکزیت(دلار آمریکا)می‌تواند با سرعت زیادی اتفاق بیفتد -یک چیز که باید شاهد آن باشیم تمایل عمده تولیدکنندگان کالا، به‌مثابه یک گروه، برای قیمت‌گذاری و پذیرش پرداخت در غیر دلار است.»

با جایگاه چین به عنوان بزرگ‌ترین واردکننده نفت جهان از سال ۲۰۱۶ و اخیراً ایجاد قراردادهای آتی مبتنی بر یوآن در شانگهای، این احتمال وجود دارد که در بلندمدت این یک پیامد منطقی و محتمل باشد. هنوز مهم است توجه کنیم که چین در بازارهای جهانی نفت تنها نیست. چین به تنهایی ممکن است بزرگ‌ترین وارد کننده نفت باشد، اما سهم چین از مصرف جهانی نفت (۱۳ درصد) از ایالات‌متحده (۲۰.۲ درصد) و حتی اتحادیه اروپا (۱۳.۵ درصد) عقب مانده است. علاوه بر این، بااینکه در بازارهای آتی کالا در چین متوسط قیمت تقاضا و تقاضا بسیار بالاتر از بازارهای نیویورک، شیکاگو، یا لندن است و به تبع هزینه‌های مبادلاتی بالاتری برای شرکت‌کنندگان ایجاد می‌کند، اما این بازارهای چین بسیار کم‌تر از مشابه آمریکایی‌شان توسعه یافته‌اند.

اما از همه مهم‌تر این است که یک ارز جایگزین برای یوآن، ریسک مبادله خارجی را برای عربستان‌سعودی -که در حال حاضر ارز خود را با نرخ دلار تثبیت می‌کند- افزایش می‌دهد. در حالی که این تثبیت‌کردن‌ها هزینه‌های خود را دارند، مانند زمانی‌که در اواسط دهه ۲۰۰۰ کویت تصمیم گرفت در واکنش به فشارهای تورمیِ ناشی از کاهش نرخ واقعی ارز خود، آن را با دلار تثبیت کند، همچنین این تثبیت‌ها می‌توانند موجب ثبات در نرخ ارز، انتظارات تورمی و هزینه‌های مبادلاتی شوند. با وجود اینکه کاهش قیمت‌های نفت همراه با افزایش نرخ‌های بهره درباره منافع تثبیت نرخ ارز ایجاد تردید کرده است، هیات اجرایی صندوق بین‌المللی پول در آخرین «گزارش بند چهار»[۴] خود در مورد عربستان‌سعودی اشاره می‌کند که تثبیت «با توجه به ساختار اقتصاد عربستان همچنان به درد عربستان‌سعودی می‌خورد».

با توجه به این موضوع، باید اشاره کرد که وقایع مربوط به ابتکار سرمایه‌گذاری «آتی»، خبر از آینده سیاستمداری اقتصادی سعودی می‌دهند. علی‌رغم کناره‌گیری مدیران ارشد اجرایی غربی، شرکت‌هایی نظیر هالیبرتون[۵]، بیکر هیوز[۶]، توتال، و سایر شرکت‌های انرژی با شرکت سعودی آرامکو معاملات میلیاردی امضا کردند. ظهور کیریل دیمیتریف[۷]، مدیرعامل «صندوق سرمایه‌گذاری مستقیم روسیه»[۸] نیز باید مورد توجه قرار بگیرد، که تعدادی از مدیران برجسته روسی از جمله اندرو کاستین[۹] (VTB)[۱۰] و دیمیتری کونوف[۱۱] (SIBUR)[۱۲] به او پیوستند. حتی در غیاب یک اقدام بزرگ مانند قیمت‌گذاری مجدد نفت، محتمل است که ریاض روابط اقتصادی بیشتری با روسیه و چین ایجاد کند.

بازگشت به تاریخ: وقتی دلار آمریکا به پوند رسید

دیدگاه اجماعی این است که دلار آمریکا پس از جنگ جهانی دوم جایگزین پوند به‌عنوان ارز ذخیره جهانی شد. با این حال، شواهد جدید سال ۲۰۱۷ توسط اقتصاددان سیاسی، بری آیکن‌گرین[۱۳] این نکته را مطرح می‌کند که جابجایی دلار با پوند در واقع بسیار زودتر بوده‌است. او ادعا می‌کند که شواهدی از ذخایر ارز خارجی، صدور اوراق‌قرضه بین‌المللی، و اعتبار تجاری نشان می‌دهد که آمریکا با ایجاد بانک فدرال رزرو و کاهش مقررات شعبه‌سازی در خارج از کشور در سال ۱۹۱۳، به توازن تقریبی بین‌المللی در اواسط دهه ۱۹۲۰ با استرلینگ رسید.

دلار آمریکا در دهه ۱۹۳۰ به دلیل رکود بزرگ کاهش یافت، اما پس از آن در دهه ۱۹۵۰ به پوند رسید و پس از کاهش ارزش پوند در سال ۱۹۶۷ تبدیل به ارز ذخیره جهانی شد. از سال ۱۹۶۷، نیمه دوم قرن بیستم نوآوری‌هایی در فن‌آوری مالی مشاهده کرده که با ایجاد یک محیط ارزی که کم‌تر تمایل به انحصار طبیعی داشته باشد، برای بازیگران بازار، داد و ستد تأمینی[۱۴] و مبادله‌ی ارزهای مختلف را آسان‌تر کرده است.

بنابراین، دوام غلبه‌ی دلار آمریکا تا حد زیادی مربوط به عدم وجود یک جایگزین معتبر و کم‌تر مربوط به اینرسی (ماندگاری) محض دلار است. اگرچه بحث زیادی بر نقش رنمینبی در بازی مقابل دلار آمریکا متمرکز بوده است، اما یورو همچنان نزدیک‌ترین رقیب آن است. این نباید به عنوان یک سورپرایز باشد. تولید ناخالص داخلی اتحادیه اروپا ۱۹.۷ تریلیون دلار است و این امر آن را در توازن سخت با ایالات‌متحده قرار داده است. با این حال، وضعیت ارز ذخیره تحت‌تاثیر تعدادی از عوامل است، که بسیاری از آن‌ها مهم‌تر از اندازه بازار هستند. اگرچه ایالات‌متحده در اوایل سال ۱۸۶۰ از تولید ناخالص ملی بریتانیا پیشی گرفت، اما دلار آمریکا فقط در سال ۱۹۱۰ توانست به یک ارز ذخیره بین‌المللی تبدیل شود.

در حال حاضر، گزارش سالانه بین‌المللی بانک مرکزی اروپا اعلام می‌کند که یورو در بیشتر شاخص‌های ذخیره ارزی، از جمله ذخایر FX، گردش مالی FX، وام‌های بین‌المللی و بدهی بین‌المللی، پس از دلار آمریکا در جایگاه دوم قرار دارد.

آینده دلار آمریکا

در همه شاخه‌ها، نزدیک است یورو با دلار آمریکا در پرداخت‌های جهانی برابری کند -منطقه‌ای که بیش‌ترین تأثیر را برای طراحی تحریم‌ها دارد. یورو از سال ۲۰۱۲، زمانی‌که ۴۴ درصد از پرداخت‌های جهانی را به خود اختصاص داده و دلار آمریکا ۲۹.۷% سهم داشته‌است، عرصه‌ی قابل‌توجهی را به دلار آمریکا تسلیم کرده‌است. در دیگر شاخص‌های ذخیره ارزی، یورو با حاشیه قابل‌توجهی از دلار آمریکا عقب مانده است و این نشان می‌دهد که یورو یک نیروی رقابتی در کوتاه‌مدت نیست.

اگرچه ایجاد یورو در ابتدا نقدینگی بیشتری را به بازارهای اروپایی عرضه کرد، این اثر از زمان آغاز بحران بزرگ بدهی در نوامبر ۲۰۱۰ کم‌تر اعلام شده‌است. با توجه به تحقیقات انجام‌شده توسط «اندیشکده‌ی سیاست مالی جدید»[۱۵]، بازارهای سرمایه‌ی اروپا تنها یک سوم به اندازه همتایان آمریکایی خود عمق دارند، که این امر همراه با توان بالقوه‌ی برگزیت، باعث بدتر شدن شکاف در دو سوی آتلانتیک می‌شود. همین مطالعه نشان داد که بازارهای سرمایه اروپا به عنوان یک کل، نسبت به تولید ناخالص داخلی کشوری مانند بریتانیا، از عمق کمتری برخوردار هستند.

 آینده دلار آمریکا

ابتکارات موجود اروپا برای رسیدگی به این موضوع، مانند اتحادیه بازارهای سرمایه و اتحادیه بانکداری، برای یورو حیاتی است تا به یک مرحله واقعاً رقابتی در برابر دلار برسد. این ابتکارات، در حالی که مفید هستند، هنوز تقلاهای پیچیده‌ای دارند. در مارس ۲۰۱۸، ولدیس دامبرووزکس[۱۶]، نایب‌رئیس اتحادیه اروپا و «گفتگوی اجتماعی»[۱۷]، طرحی سریع را برای تأسیس اتحادیه بازارهای سرمایه تا سال ۲۰۱۹ اعلام کرد، اما در ماه سپتامبر هشدار داد که شاید به این هدف نرسیم. اتحادیه بانکداری که شامل ایجاد یک طرح بیمه سپرده خواهد بود، همچنان یک مساله سیاسی داغ باقی می‌ماند.

یورو در حال حاضر در مرحله‌ای نیست که بتواند بر امپراطوری آمریکا بر سیستم مالی بین‌المللی با ایجاد و اجرای موفقیت‌آمیز یک کانال پرداخت خاص رقابت کند. خطر از دست دادن دسترسی اتحادیه اروپا به اقتصاد ۲۰ تریلیون دلاری آمریکا و قطع شدن از سیستم مالی غربی که با نقض تحریم‌ها مقابله می‌کند، ریسک هنگفتی در اقتصاد و امنیت ملی باقی خواهد گذاشت. جایگزین‌های اروپایی برای مؤسسات مالی آمریکایی، مانند صندوق پولی اروپا، با موانع سیاسی قابل‌توجهی مواجه خواهند شد و در مورد بانک سرمایه‌گذاری اروپا، هنوز ارائه‌های دلار آمریکا -که می‌توان آن‌ها را مورد بهره‌برداری قرار داد- وجود دارد.

در واقع، قانون جدید بوندس بنک [۱۸]آلمان در ماه آگوست نشان می‌دهد که SPV اروپایی[۱۹] یک حرکت نمادین است، بیش از آنکه تصمیمی استراتژیک باشد. فراتر از مؤسسات مالی اتحادیه اروپا، گزینه مسیریابی برخی از پرداخت‌های ارز خارجی از طریق بانک‌های مرکزی ملی، مانند بوندس بنک، به دولت‌های اروپایی امکان می‌دهد تا مقامات تحریم‌های ایالات‌متحده را وادار کنند تا ثبات مالی جهانی را در اجرای تحریم‌های اقتصادی به خطر بیاندازند. این تغییر قانون باتوجه به اینکه مستقیماً بر اقدام «یوروپیش-ایرانیش هندلس بنک»[۲۰] برای خارج کردن ۳۰۰ میلیون یورو از سیستم بانکی آلمان موثر است، تعهدات پذیرش بیشتری را با توجه به برخی تراکنش‌های مشکوک خاص اعمال می‌کند.

این شرایط نباید اتکای بیش از حد به تحریم‌ها را به عنوان یک سیاست در هر نزاع توجیه کند، بلکه می‌تواند نگرانی‌های مربوط به تلاش‌های اروپا برای دور زدن کمپین فشار مداوم علیه ایران را توجیه کند، همانگونه که با خروج شرکت‌های برجسته اروپایی مانند توتال، مرسک[۲۱] و زیمنس، از بازار ایران مشهود است.

فرستاده‌ی سابق آمریکا در اتحادیه اروپا و معاون وزیر خزانه‌داری ایالات‌متحده، استوارت آیزن‌استت[۲۲]، تاکید کرد که:

«محدودیت‌های یورو برای اجتناب از تحریم‌های ثانویه ایالات‌متحده یک مساله امنیت ملی حیاتی است. اگرچه دلار آمریکا همچنان واحد پول رایج در جهان باقی می‌ماند، تحریم‌های ایالات‌متحده باید به دقت اعمال شود تا تسلط مستمر خود را تضمین نماید.»

همان‌طور که گفته شد، SPV باعث ایجاد انگیزه‌ها و ساختارها برای تسهیل طرح‌های فرار در آینده خواهد شد، در نتیجه حوزه‌های قضایی دیگری را با اهرم دیپلماتیک بیشتری فراهم می‌کند.

معمار سابق تحریم‌ها در وزارت خارجه آمریکا، ریچارد نفیو [۲۳]گفت:

«زمانی‌که بقیه جهان درباره‌ی اعمال تحریم علیه ما می‌جنگند به نفع آمریکا نیست که بسیاری از این موارد را ایجاد کند، چرا که آن‌ها در مجموع کاری انجام می‌دهند که نمی‌توان به‌تنهایی انجام داد.» و بعدتر اشاره می‌کند که «ما باید آنچه را که انجام می‌دهیم و چگونگی استفاده از تحریم‌ها را اولویت‌بندی کنیم و عضلات دلار خود را آماده سازیم.»

اگرچه بسیار بعید است که یورو در کوتاه‌مدت جایگزین دلار آمریکا شود، چون دسترسی به بازار آمریکا یک جایزه بزرگ‌تر از دسترسی به بسیاری (یا همه‌ی) بازارهای دیگر است، ممکن است نگرانی‌های بلندمدتی با تحریم‌ها وجود داشته باشد. نگرانی عمده این است که استفاده بیش از حد ایالات‌متحده از تحریم‌های یک‌جانبه، به فشارهای سیاسی علیه اروپائیان جهت شروع اقدامات موازی به کمک چین و روسیه برای مبارزه با دلار آمریکا می‌افزاید و تلاش‌های حمایتی از افزایش ارزش سایر ارزها مانند یورو و رنمینبی را برمی‌انگیزاند. امکان استفاده از ارز ذخیره رقیب در بلندمدت یا کانال پرداخت‌های خاص باید یک ملاحظه سیاستی باشد که به سمت جلو حرکت می‌کند چرا که هر دولت آمریکا به عنوان ابزار اعمال تحریم‌ها در کنکاش‌های شورای امنیت ملی عمل می‌کند.


[۱] William Rich

[۲] Adam Smith

[۳] Brian O’Toole

[۴] Article IV Report

[۵] Halliburton

[۶] Baker Hughes

[۷] Kirill Dimitriev

[۸] Russian Direct Investment Fund

[۹]  Andrew Kostin

[۱۰]  VTB Bank  دومین بانک بزرگ روسیه است.

[۱۱] Dmitry Konov

[۱۲]  یک شرکت پتروشیمی روسی است.

[۱۳] Barry Eichengreen

[۱۴] hedge

[۱۵] think tank New Financial

[۱۶] Valdis Dombrovskis

[۱۷] Social Dialogue

[۱۸] Bundesbank

[۱۹]  special purpose vehicle (ابزار تأمین مالی با هدفی خاص)

[۲۰] Europäisch-Iranische Handelsbank

[۲۱] Maersk

[۲۲] Stuart Eizenstat

[۲۳] Richard Nephew

The short URL of the present article is: http://currency-war.ir/51kAm