آیا جنگ تجاری به جنگ نظامی می انجامد؟

به دنبال اعلام تصمیم ترامپ در افزایش تعرفه واردات فولاد و آلومینیوم به آمریکا ارزش سهام شرکت‌های تولیدکننده فولاد و آلومینیوم آمریکا با افزایش روبرو شده است ولی سایر شرکت‌های آمریکایی کاهش ارزش سهام را تجربه کرده‌اند.

شاخص صنعتی داوجونز شب گذشته با افت ۴۰۰ واحدی روبرو شده است. علت اصلی کاهش شاخص داوجونز نگرانی‌ها نسبت به وقوع جنگ تجاری بوده است…

وزیر صنعت برزیل واکنش نشان داده و گفته است که این کشور از منافع تجاری‌اش دفاع خواهد کرد. کانادا نیز هشدار داده است که تدابیر تلافی‌جویانه‌ای را اتخاذ می‌کند.

ژان کلود یونکر رئیس کمیسیون اروپا با ابراز تأسف عمیق از تصمیم دونالد ترامپ برای وضع تعرفه‌های جدید علیه واردات فولاد و آلومینیوم، قول داده است که تدابیر تلافی‌جویانه‌ای را علیه کالاهای آمریکایی اتخاذ خواهد کرد تا تعادل را در تجارت بین اتحادیه اروپا و آمریکا برقرار کند.

*متن زیر ترجمه جنبش مقاومت در جنگ ارزی از یادداشت جیمز ریکاردز است.

Now, a Trade War — Is a Shooting War Next?;daily reckoning

نظریه‌ای که از دهه ۱۹۳۰ شناخته شده است این است که به طور طبیعی جنگ‌های ارزی به جنگ‌های تجاری و به جنگ‌های نظامی می‌رسد. هم تاریخ و هم تحلیل‌ها از این تئوری حمایت می‌کنند.

جنگ‌های ارزی در تمام دوره‌ها وجود ندارد؛ آن‌ها تحت شرایط خاصی به وجود می‌آیند و تا زمانی که اصلاح سیستماتیک یا فروپاشی سیستماتیک وجود نداشته باشند، ادامه می‌یابد. شرایطی که موجب ظهور جنگ‌های ارزی می‌شود، بدهی بیش‌ازحد و یا پایین بودن بیش از حد رشد اقتصادی است.

کشورهایی که تحت این شرایط قرار میگیرند، سعی می کنند با پایین آوردن ارزش پول خود صادرات را افزایش داده و مشاغل بیشتری متناسب با صادرات ایجاد کنند و در نتیجه رشد اقتصادی را از شرکای خود سرقت نمایند.

مشکل جنگ‌های ارزی این است که از دو حالت برد-باخت یا باخت-باخت خارج نیستند. (یعنی همواره یکی از طرفین دعوا می بازد.) درست است که کشورها با پایین آوردن ارزش پول خود می‌توانند منافع کوتاه‌مدت را به دست آورند، اما دیر یا زود، شرکای تجاری نیز ارزش پول خود را برای به دست آوردن مزیت صادرات ارزان‌تر می‌کنند.

این فرایند تلافی‌جویانه کاهش ارزش پول که به صورت آونگ‌وار انجام می‌شود در کوتاه‌مدت به تجارت کمک می‌کند اما باعث پیشرفت نهایی هیچ یک از طرفین نمی‌شود.

پس از چند سال، بیهودگی جنگ‌های ارزی آشکار می‌شود و کشورها درگیر جنگ‌های تجاری می‌شوند. این شامل تعرفه‌های تنبیهی، یارانه‌های صادراتی و موانع غیر تعرفه‌ای برای تجارت می‌شود.

جنگ تجاری

این فرایند تلافی‌جویانه کاهش ارزش پول که به صورت آونگ‌وار انجام می‌شود در کوتاه‌مدت به تجارت کمک می‌کند اما باعث پیشرفت نهایی هیچ یک از طرفین نمی‌شود.

پس از چند سال، بیهودگی جنگ‌های ارزی آشکار می‌شود و کشورها درگیر جنگ‌های تجاری می‌شوند. این شامل تعرفه‌های تنبیهی، یارانه‌های صادراتی و موانع غیر تعرفه‌ای برای تجارت می‌شود.

سازوکار این نوع جنگ نیز همانند یک جنگ ارزی است. نخستین کشور که تعرفه‌ها را اعمال می‌کند، مزیتی کوتاه‌مدت را به دست می‌آورد، اما انتقام‌جویی طول نمی‌کشد و مزیت اولیه از بین می‌رود زیرا شرکای تجاری در واکنش به اعمال تعرفه‌ها روی می‌آورند.
علیرغم تصور مزایای کوتاه‌مدت، در بلندمدت وضعیت همه بدتر می‌شود. وضعیت اصلی بدهی‌های بسیار زیاد و رشد بسیار پایین است که هرگز از بین نمی‌رود.

درنهایت، تنش‌ها افزایش می‌یابد، گروه‌های رقیب تشکیل می‌شوند و یک جنگ نظامی آغاز می‌شود. در جنگ‌های نظامی تضاد اقتصادی ایجاد شده و دلیل اصلی شکل گیری جنگ چندان پنهان نیست.

 
شروع سلسله جنگ‌های اوایل قرن بیستم با یک جنگ ارزی بود که در سال‌های ۱۹۲۱ تا ۱۹۲۳ با یک ابر تورم در وایمار آلمان آغاز شد و آنگاه به ترتیب با کاهش ارزش پول فرانسه در سال ۱۹۲۵، کاهش ارزش پول انگلستان در سال ۱۹۳۱، کاهش ارزش پول ایالات‌متحده در سال ۱۹۳۳ و کاهش دوباره ارزش پول‌های فرانسه و ایالات‌متحده در سال ۱۹۳۶ ادامه یافت.

در همین حال، پس از تعرفه‌های اسموت-هاولی (۱۹۳۰) و تعرفه‌های متقابل شرکای تجاری ایالات‌متحده، یک جنگ تجاری جهانی به وجود آمد.

درنهایت با تهاجم ژاپن به مانچوری (۱۹۳۱)، حمله ژاپن به پکن و چین (۱۹۳۷)، حمله آلمان به لهستان (۱۹۳۹) و حمله ژاپن به پرل هاربر (۱۹۴۱)، به جنگ نظامی منجر شد.

درنهایت، جهان در شعله‌های جنگ جهانی دوم غوطه‌ور شد و سیستم پولی بین‌المللی تا زمان برگزاری کنفرانس برتون‌وودز در سال ۱۹۴۴ در نابودی کامل قرار گرفت.

آیا این الگو امروز دوباره تکرار می‌شود؟

متأسفانه به نظر می رسد پاسخ مثبت است. جنگ جدید ارزی در ژانویه سال ۲۰۱۰ با تلاش دولت اوباما برای رشد ایالات‌متحده با کاهش ارزش دلار آغاز شد. تا اوت ۲۰۱۱، دلار آمریکا به پایین‌ترین سطح واقعی شاخص فدرال رسید.

ملت‌های دیگر به مقابله با آن پرداختند و به دنبال دلار ارزان، یورو ارزان و یوان ارزان بعد از سال ۲۰۱۲ نیز به وجود آمد. بار دیگر ثابت شد که جنگ های ارزی به بن بست می رسند.

اکنون جنگ‌های تجاری آغازشده است. در روز پنج‌شنبه، ۲۷ ژوئیه، کنگره ایالات‌متحده یکی از سخت‌ترین تحریم‌های اقتصادی را علیه روسیه اعمال کرد.

به‌موجب این قانون شرکت‌های ایالات‌متحده نباید در تلاش‌های روسیه برای کشف نفت و گاز در قطب شمال شرکت کنند؛ اما این تحریم فرا تر از این رفت به این صورت که حتی شرکت‌های خارجی که برای اکتشاف نفت و گاز در قطب شمال با روسیه کار می‌کنند، از کار با بازارها و قراردادهای ایالات‌متحده منع می‌شوند.

این تحریم‌های جدید یک تهدید وجودی را برای روسیه ایجاد می‌کند؛ چراکه روسیه برای پیشبرد اقتصاد خود به شدت به درآمدهای نفت و گاز وابسته است.

روسیه وعده داده است تا تلافی کند.

در همین حال، ایالات متحده بالاخره یک جنگ تجاری را با چین شروع کرده است که انتظار می رود مدت‌ها به طول بی‌انجامد این یک جنگ تجاری است که رئیس‌جمهور ترامپ زمانی‌که برای در تمام زمانی که برای انتخابات مبارزه می‌کرد تهدید می‌کرد که‌ آن را اجرایی می‌کند. بااین‌حال، پس‌ازآنکه ترامپ به‌عنوان رئیس‌جمهور سوگند یادکرد، هیچ کاری در مورد معاملات تجاری و ارزهای چین انجام نداد.

در آن زمان ترامپ چین را به‌عنوان یک کشوری که در ارز خود دست‌کاری می‌کند اعلام نکرده و تعرفه‌های مربوط به فولاد و آلومینیوم چینی را که در ایالات‌متحده و بازارهای جهانی استفاده می‌شود را اعمال نکرد.

به این دلیل ترامپ به‌سرعت عمل نکرد، زیرا او خواستار کمک چین برای مقابله با برنامه هسته‌ای و برنامه‌های موشکی کره شمالی بود. اگر چین بر کره شمالی فشار وارد کند، ترامپ به چین آسان خواهد گرفت.

اما چین کمکی نکرد. چین هیچ کاری برای تغییر رفتار کره شمالی انجام نداده و این کار را نیز در آینده انجام نخواهد داد. در حال حاضر ترامپ هیچ دلیلی برای وقفه در انجام وعده‌اش ندارد.

روز دوشنبه، ۲۲ ژانویه، رئیس‌جمهور ترامپ اعلام کرد که تعرفه‌های ۳۰ درصدی را بر واردات پانل‌های خورشیدی و ماشین‌های شستشو به ایالات‌متحده می‌بندد.

این تعرفه‌ها به‌تنهایی چین را مورد هدف قرار نداد اما چین بزرگ‌ترین صادرکننده پانل‌های خورشیدی به ایالات‌متحده است و یکی از بزرگ‌ترین تولیدکننده ماشین لباسشویی است.

بنابراین درحالی‌که ترامپ می‌تواند ادعا کند که این تعرفه‌ها به‌طور خاص چین را مورد هدف قرار نداده است اما دقیقاً همان کار را کرده است.

پس از بستن تعرفه روی پانل‌های خورشیدی و ماشین لباسشویی. وزارت بازرگانی چین نارضایتی شدید خود را ابراز کرد و گفت: این کار «محیط تجارت جهانی را پرتنش می‌کند.»

دیروز، دولت ترامپ اعلام کرد قصد دارد تعرفه‌های مربوط به فولاد و آلومینیوم را اعمال کند. این طرح ۲۵٪ تعرفه برای فولاد و ۱۰٪ برای آلومینیوم است. در حالی که  به نظر می رسد که تعرفه‌ها برای همه کشورها اعمال میشود اما قطعا چین یکی از اهداف اصلی این تعرفه هاست. ترامپ قصد دارد هفته آینده قوانین معیار تجارت را امضا کند و گفت که این قوانین برای مدتی طولانی اعمال خواهند شد.

 در حقیقت، اعلامیه همان روزی بود که مقامات ارشد برای دیدار با مشاور اقتصادی چین؛ لیو او، برنامه‌ریزی کردند.

انتظار می‌رود که ایالات‌متحده به‌زودی به چین برچسب «دست‌کاری کننده ارز» بزند که تحریم‌های بیشتری را به دنبال خواهد داشت؛ مانند روسیه؛ چین هیچ‌کدام از این اقدام‌ها را بدون تلافی باقی نخواهد گذاشت بلکه با تحریم‌ها، تعرفه‌ها و ممنوعیت‌های خود در سرمایه‌گذاری ایالات‌متحده در چین، تلافی خواهد کرد.

چین اخیراً اعلام کرد که بانک خلق چین در نظر دارد که دیگر اوراق خزانه‌داری ایالات‌متحده را برای ذخایر ارزی خود نخرد. این اقدام نه به‌عنوان یک تهدید فوری، بلکه به‌عنوان یک شلیک قوی به سراسر ایالات‌متحده به شمار می‌رود و این‌که چگونه چین می‌تواند به اعمال تعرفه روی کالاهای چین واکنش نشان دهد و تلافی کند.

برای یک جنگ مالی تمام‌عیار بین ایالات‌متحده و چین آماده شوید.

آلمان نیز به دلیل حجم بسیار بالای تجارت خود در مرکز توجه قرار دارد. ترامپ تا کنون توافق نامه تجاری تی پی پی را پاره کرده تا به کانادا، مکزیک و کره جنوبی هشدار دهد که شیوه معامله تجاری با آنها باید دوباره به مذاکره گذاشته شود.

یک جنگ تجاری تمام‌عیار در حال حاضر روبه‌روی ما است.  این اتفاق بازارها را خواهد لرزاند و مانع بزرگی بر سر راه رشد اقتصاد جهانی خواهد بود.

به نظر می‌رسد که شرایط این روزها نیز تکرار وقایع دهه ۱۹۳۰ است. همان‌طور که مارک تواین به‌خوبی می گوید:

«تاریخ خود را تکرار نمی‌کند، اما قافیه دارد.»

قدم بعدی جنگ نظامی با کره شمالی است که در ادامه به روسیه، چین، کره جنوبی و ژاپن نیز می‌رسد که درنهایت به جنگ جهانی سوم خواهد رسید.


 

The short URL of the present article is: http://currency-war.ir/1Kg7G