تغییر رژیم در ایران

آمریکا با جنگ ارزی به دنبال تغییر رژیم در ایران است

در آستانه ۴۰ سالگی انقلاب، شاهد افزایش شدت جنگ اقتصادی دشمن علیه مردم ایران هستیم. آمریکا و مریدانش باید بدانند که ملت ایران در طول تاریخ هیچ‌گاه سر تسلیم و ذلت مقابل دشمن فرونیاورده و نخواهد آورد. نظام جمهوری اسلامی در مقابل تهدیدات و جنگ اقتصادی دشمن، راه مقاومت را انتخاب کرده و گوش‌به‌فرمان رهبر خود، پیاده‌سازی «اقتصاد مقاومتی» را دنبال خواهد کرد. آمریکا این را هم بداند که ایران در شیوه جنگیدن از اقدام نامتقارن استفاده می‌کند و به حول و قوه الهی ارزش و آقایی دلار در جهان را خواهد شکست.

آمریکا باید بحران‌های ارزی ایران را غنیمت بشمارد

اتحاد فقیر وغنی علیه رژیم، می‌تواند کلید پایان دادن به حکومت دینی باشد*

سعید قاسمی‌نژاد و ریچارد گلدبرگ

May 4, 2018

۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۷

Foreign Policy

*ترجمه اختصاصی توسط جنبش مقاومت در جنگ ارزی


درحالی‌که بحث در مورد آینده‌ی توافق هسته‌ای ایران و استراتژی نظامی آمریکا در سوریه به‌شدت در واشنگتن دنبال می‌شود، سیاست‌گذاران حق ندارند وقایع سرنوشت‌ساز داخلی ایران را از دست بدهند. واکنش آمریکا به این تحولات نه‌‌تنها بر آینده‌ی جمهوری اسلامی، که بر سوریه و خاورمیانه‌ (غرب آسیا) نیز اثرگذار است.

در طول سه ماهه‌ی نخست سال ۲۰۱۸ با افزایش ۳۷ درصدی ارزش دلار در برابر ریال که با انتخاب «جان بولتون» به‌عنوان مشاور امنیت ملی رئیس جمهور آمریکا شتاب بیشتری گرفت، شاهد فروپاشی ارز ایران در یک سقوط آزاد تمام‌عیار بودیم. ایران، سال را با اعتراضات گسترده در سرتاسر کشور آغاز کرد که محرک آن اعتراضات اقتصادی اقشار کم‌درآمد جامعه بود. این اعتراضات موجب ایجاد سایه‌ای از تردید درمورد ثبات رژیم و فشارها برای کاهش ارزش ریال شد.

اعتراضات

دانشجویان در تظاهراتی که به دلیل مشکلات اقتصادی در ۳۰ دسامبر سال ۲۰۱۷ به وقوع پیوست، اعتراض کردند.(خبرنگار آزاد/ خبرگزاری فرانسه / Getty Images)

تهران فوریه و مارس را در جنگ با کاهش ارزش ریال و خروج سرمایه‌ها بدون موفقیت چشمگیر به‌علّت افزایش احتمال خروج آمریکا از توافق هسته‌ای سپری کرد. در ۹ آوریل اولین روز کار «بولتون»، «حسن‌روحانی»، رئیس‌جمهور ایران، اقدامات شدیدی برای توقف بحران‌ها انجام داد.

اولین اقدام رژیم، تک نرخی کردن قیمت دلار به ۴۲۰۰۰ ریال برای معاملات رسمی و خیابانی بود. به علت ترس از هجوم به سمت کارنسی خارجی، «روحانی» مبادله و نگهداری کارنسی خارجی را ممنوع کرد. مبادله کارنسی خارجی شخصی به جرم تبدیل شد و مقامات رژیم آن را به قاچاق مواد مخدر تشبیه کردند. نیروهای امنیتی تاجرانی که نشنیده گرفتند را دستگیر کردند و ایرانیان در صف خرید دلار، با خطر زندانی شدن مواجه شدند.

تکان ‌دهنده‌تر اینکه بانک مرکزی، ایرانیان را از داشتن بیش از ۱۰۰۰۰ یورو در هر مقطع زمانی منع کرد. هر مقداری اضافه‌تر از حد باید فوراً با قیمت کمتر به دولت فروخته شود یا به حساب‌های بانکی متعلق به دولت سپرده شود، با علم به اینکه رژیم هر زمانی توانایی منجمد کردن یا دسترسی به سرمایه‌ها را داشته باشد. علاوه بر این «روحانی» اعلام کرد که ایرانیان می‌توانند تنها ۱۰۰۰یورو در هرسال برای مسافرت به دیگر کشور‌ها دریافت کنند.

این دستورات تنها نشانه‌ی این نیستند که رژیم در بحران شدیدی است. آن‌ها به‌طور مستقیم به معیشت و سبک زندگی آخرین حامیان باقی‌مانده «روحانی» یعنی طبقه متوسط رو به بالای ایران حمله می‌کنند. این اقدامات کسانی که با هجوم علیه ریال به دنبال حفظ ثروت خود و افرادی که به دنبال پول کافی برای سفر به خارج هستند را هدف قرار می‌دهد. سفرهای دور با هزینه‌ی کمتر از ۱۰۰۰ یورو کشور را از چالش مهمی برای خانواده‌های طبقه متوسط روبه بالای ایرانی خارج می‌کند.

ریچارد گلدبرگ«ریچارد گلدبرگ؛ مشاور ارشد بنیاد دفاع از دموکراسی»

برگردیم به سال ۲۰۰۹، شهروندان ثروتمندتر و تحصیل‌کرده‌ی تهرانی که به‌طور سنتی طرفدار جنبش اصلاح‌طلبان بودند در اعتراض به تقلب در انتخابات توسط «محمود احمدی‌نژاد» به خیابان‌ها ریختند.

در سال ۲۰۱۳همین افراد به انتخاب «روحانی» کمک کردند، باور داشتند که او یک اصلاح‌طلب است و توانایی متعادل کردن رژیم و حرکت به‌سوی قرن بیست‌ویکم را دارد. این قشر از ایرانیان مدت‌هاپیش تندرو‌ها را رها کرده بودند. آن‌ها معتقد بودند که می‌توانند تحت حمایت مقامات با گرایش معتدل‌تر رژیم دیکتاتوری را تغییر دهند. هنگامی‌که این افراد روحانی را رها کنند، هیچ جای دیگری را برای رفتن نخواهند داشت اما جهت فعالان حرفه‌ای دموکراسی، مثل «شیرین عبادی» نابود کردن پتانسیل رژیم برای تغییر از درون و به جای آن، تغییر نظام سیاسی به طورکلی، است.

قابل توجه‌تر اینکه، بخش متفاوتی از ایرانیان در اواخر سال ۲۰۱۷ به خیابان‌ها ریختند. اعتراضات اخیر شامل ایرانیان «یقه آبی»[۱] بود کسانی که در قلعه‌های رسومات سخت‌گیرانه زندگی می‌کنند. آخوند‌ها اکنون در معرض خطر مشاهده‌ی برخاستن ائتلافی مقابل رژیم از ترکیب طبقه‌ی کارگر با طبقه‌ی متوسط‌ رو به بالا هستند. سوال قبلی این بود که دستمزد ماهانه آن‌ها کجا رفته؟ و سوال جدید آن‌ها این است که چرا پول‌شان گرفته و مسافرتشان محدود می‌شود.

یک اتحاد فقیر و غنی علیه رژیم می‌تواند کلید پایان دادن به حکومت دینی ایران باشد. دولت ترامپ باید به شدت سیاست‌هایی را دنبال کند که شکاف میان دولت ایران و مردمش و همچنین تحرکات دموکراسی حرفه‌ای را در طول مسیر تقویت کند.

یک راه برای تشدید سریع بحران ارزی در ایران، اعاده کردن تحریم‌های کنگره در مورد «بانک مرکزی» است. این قانون که در حال حاضر به عنوان بخشی از توافق هسته ای ۲۰۱۵ به تعلیق درآمده است، بیشتر از اینکه فقط معاملات مالی را با بانک مرکزی قطع کند و واردکنندگان نفت ایران را تحت فشار قرار دهد تا خرید خود را به مقدار قابل توجهی کم کنند؛ تمامی حساب‌های بانکی خارجی را در حالت قفل قرار داده و مانع از دسترسی آزادانه یا انتقال ذخایر ارز خارجی رژیم می‌شود.

با بسته شدن بازار کارنسی خارجی توسط «روحانی»، اکنون رژیم دو انتخاب دارد:

همه‌ی واردات را با کارنسی خارجی ارزان و خالی کردن ذخایر کارنسی خود پرداخت کند. یا اینکه با کمبود کالا و بی‌ثباتی اجتماعی مواجه شود.

احتمالاً دولت گزینه‌ی نخست را انتخاب خواهد کرد و اگر همزمان، تمام دسترسی‌ به ذخایر ارزی‌اش را از دست بدهد، آخوند‌ها با بحران پرداخت‌ها روبه رو می‌شوند که می‌تواند رژیم را سرنگون کند.

ترامپ در حال حاضر تهدید کرده است اگر مذاکره‌کنندگان اروپایی و آمریکایی نتوانند تا ۱۲ ماه مه در مورد یافتن راه حلی برای اصلاح توافق هسته‌ای متفق شوند، تحریم‌های بانک مرکزی ایران را برمی‌گرداند. دیگران پیشنهاد کردند که ترامپ باید صرف نظر از آن توافقات، تحریم‌ها را به دلیل نقش بانک مرکزی در حمایت از «بشاراسد» رئیس جمهور سوریه، مجدداً اعمال کند. درصورتی که ترامپ به دلایل بیشتری نیاز دارد. یکی از آن‌ها این است که  ممکن است تا به مردم ایران کمک کند تا قبل از جشن سالگرد چهل سالگی جمهوری اسلامی در فوریه سال ۲۰۱۹، به عمر آن خاتمه دهند.

ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ

ـ سعید قاسمی‌نژاد[۲]، محقق «بنیاد دفاع از دموکراسی»[۳].

ـ ریچارد گلدربرگ[۴]، مشاور ارشد بنیاد دفاع از دموکراسی که برای تصویب تحریم‌های کنگره برای چندین دوره رئیس مذاکره‌‌کنندگان در سنا بود.


[۱]  کارگران / مترجم.

[۲] Saeed Ghasseminejad

[۳] Foundation for Defense of Democracies

[۴] Richard Goldberg